ایل و تبار من...

ایل من

 

 

 

از ازل ایل و تبارم همه عاشق بودند

سخت دلبسته ی این ایل و تبارم, چه کنم؟ 

 

حکایت یک درد...

میدونید درد کجاست؟

 درد اونجاییه که  تو وضعیتی که امت حزب الله همه توصفن تا  "چند "میلیون ناقابل  از بانکها     -یی که نرخ سودشون بیشتر از  نرخ تورمه -     وام بگیرن و بزنن به زخمهایی که مدعیای مدیریت جهانی  بوجود آوردن  یه دفعه یه خبر به رو خروجی خبر گزاریا  بره که از طریق کاملا  (غیر) قانونی  "دنیا تومن " پول از حساب  "بیت المال"  به حساب  "دانشگاه عالی ایرانیان" واریز شده  اونم درست تو ساعتای آخر دولت  "عدالت گستر" ؟؟؟؟؟

نه عزیز دلم...

نه برادر مومنم...

درد اونجاییه که " دانشگاه ایرانیان" بیانیه میده "برای جلوگیری از بوجود امدن هر گونه شائبه  "۱۶ میلیارد تومن " رو پس میدیم....

آدم جایی دردش میاد که  "مال"شو بردن بعد واسه پس دادنش منت هم سرت بذارن...

البته این روزها انقدر اعداد و ارقام بزرگی (پس از رفتن دولت عدالت گستر)  مستندا رو شده که این" ۱۶تومن"توش گمه...

به هر حال دولتهای "احمدینژاد " رفتند  درست مثل دولتهای قبل...

ثُمَّ بَعَثْنَاهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصَى لِمَا لَبِثُوا أَمَدًا (کهف/۱۲)

       

آن گاه آنان را بيدار كرديم، تا بدانيم كدام يك از آن دو دسته، مدت درنگشان را بهتر حساب كرده‏اند ....

اقتصاد مقاومتی-1

این انشا حاصل یک تحقیق جامع بود.گفتم شاید به درد کسی بخورد...

مقدمه:

پس از سالهای اولیه انقلاب اسلامی در بهمن‌ماه 1357 مقوله جهاد و مقاومت همواره از دغدغه‌های اصلی دغدغه‌مندان نظام اسلامی بوده است، لزوم تدوین ابعاد گسترده  این موضوع به وضوح در سالهای جنگ تکمیلی و پس از آن احساس می شد. در این سال‌ها مشخصاً جهاد در نظام تولید  و جهاد در نظام مصرف( از پایه‌های اقتصاد مقاومتی) و به طور کلی جهاد و مقاومت در تمامی ابعاد سیستم اقتصادی نظام اسلامی مورد توجه قرار گرفت.

اقتصاد مقاومتی مقوله‌ای است که در این سالها گرچه مورد غفلت مسئولان امر قرار گرفته است اما تأکیدات مقام معظم رهبری بر این موضوع نشان از نیاز مبرم به تبیین مبانی و راهکارهای اجرای آن در جامعه دارد.

اقتصاد مقاومتی اقتصادی ریاضتی نیست بلکه در این اقتصاد مبانی تولید، مصرف، تجارت، توسعه روابط سیاسی (که نهایتاً منجر به روابط اقتصادی خواهد شد) و ... به صورت کاملاً منطقی پویا و فعال و تبیین شده است، بر خلاف تصور عموم مردم اقتصاد مقاومتی، اقتصادی تهاجمی است به نوعی که در دنیای امروز که مرز کشورها فراتراز مرزهای جغرافیایی بوده و کشورها در تلاشند تا فرهنگ و تفکر خود را به ملتها عرضه کنند، . و در شرایطی که تمامی نظام‌های مادی دنیا مانند نظام سرمایه‌داری لیبرال رو به افول گذاشته‌اند ؛زبان اقتصاد یک زبان کاملاً مؤثر و قابل فهم خواهد بود.

 

 مسلماً سیستمی که دارای نقاط ضعف گوناگون اقتصادی و فرهنگی و ... باشد در مقابل تهدیدات داخلی و خارجی به شدت آسیب‌پذیر خواهد بود، در چنین سیستمی فضای کسب و کار دچار ضعف است. در چنین سیستمی (عموماً) درآمدها از طریق وابستگی به یک منبع خاص (مثلاً نفت یا فروش مواد معدنی) تأمین می‌شود در چنین سیستمی ارزش پول روز به روز کاسته شود و غیره.

شاید این موضوعات در سخن کم‌اهمیت جلوه کند اما اهمیت آنها زمانی مشخص شود که دشمن برای به زانو درآوردن چنین سیستمی از طریق شناسایی این ضعف‌ها اقدام خواهد کرد و گلوگاه‌های اقتصادی یک ملت را فشار خواهد داد.

این موضوع در مورد جمهوری اسلامی ایران هم صادق است، وابستگی بودجه به نفت، عدم اهتمام جدی مسئولین به مقوله تولید، واردات بی‌رویه در سالهای اخیر، عدم مدیریت اصولی نقدینگی در جامعه، عدم کنترل صحیح نرخ ارز و مشکلاتی از این دست لزوم استفاده از اقتصاد مقاومتی را بیش از پیش آشکار می‌سازد.

دشمنان نظام مقدس جمهوری اسلامی برای به زانو درآوردن تنها نظام غیرمادی موجود در جهان گلوگاه‌های اقتصادی نظام را شناسایی کرده و با توجه به نقاط ضعف موجود در سیستم اقتصادی کشور، فشار مضاعفی را بر ملت همیشه بیدار این سرزمین وارد آورده است. تحریم‌های غیرقانونی غرب از یک سو و سوءتدبیر و سوء مدیریت داخلی از سوی دیگر فشار مضاعفی بر ملت ایران وارد آورده است.

با در نظر گرفتن جمیع جهات تنها راه مقابله با این فشارها اقتصاد مقاومتی است، در این مجال راه‌حلهای پیاده‌سازی مبانی اقتصاد مقاومتی در جامعه به طور کاملاً اجمالی بیان خواهد شد.

الف) تعریف اقتصاد مقاومتی

اقتصاد مقاومتی، اقتصادی پویا، فعال، جامع نگرانه و خودکفاست که در مقابل تهدیدات داخلی و خارجی کمترین آسیب پذیری را خواهد داشت، اقتصاد مقاومتی به انحاء مختلف به سمت افزایش منطقی تولید پیشرفته و از واردات بی‌رویه جلوگیری کند، سیستمی که دارای این نوع اقتصاد می‌باشد به سمت توزیع عادلانه ثروت سوق می‌یابد وشاخصه های اقتصاد اسلامی بهبود خواهند یافت.

به طور کلی اقتصاد مقاومتی تشخیص نقاط ضعف سیستم اقتصادی و متعاقباً پیدا کردن راه حل برای برطرف کردن، کنترل کردن و یا بی‌اثر کردن فشارهای وارده از سمت دشمن می‌باشد این مهم نهایتاً در شرایط آرمانی همان تبدیل تهدیدها به فرصت‌هاست.

برای رسیدن به مقوله اقتصاد مقاومتی موضوعات بسیاری باید تدوین، اجرا یا اصالح شوند که اجمالاً به آن پرداخته خواهد شد:

الف- 1: اجرای درست سیاست‌های اصل 44 قانون اساسی:

اصل 44 قانون اساسی فضای اقتصادی کشور را به سه بخش دولتی، خصوصی، و تعاونی تقسیم می‌کند، قطعاً روند منطقی و صحیح خصوصی‌سازی و کاهش هزینه‌ها دولت کمک شایانی به خنثی سازی تحریم‌ها خواهد کرد. افزون بر این خنثی‌سازی تحریم‌ها یکجانبه غرب تنها با فعال شدن بخش خصوصی امکان‌پذیر خواهد بود.

از سویی مسئولین نیز برای تحقق این مقوله باید موانع و مشکلات موجود را (نظیر گشایش اعتبارات اسنادی (LC)) برطرف سازند.

الف-2: تصحیح سیاست‌های بازرگانی

قطعاً برای مقاومت در برابر فشارهای ناشی از تحریمهای کالایی باید سیاست‌های فعلی کشور در امور بازرگانی اصلاح گردند. ورود بی‌رویه کالای بی‌کیفیت و غیرضروری به کشور از یک سو و عدم حمایت‌های مورد نیاز از سویی، کم‌کم خطوط تولید کشور را فلج کرده و عملاً موجب ورشکستگی کارگاه‌‌های کوچک و بزرگ صنعتی و کشاورزی و از بین رفتن پتانسیل‌های موجود در این بخش شده‌است. کمترین تبعات ورشکستگی بنگاه‌های کوچک و بزرگ بی‌اعتمادی در سرمایه‌گذاری است.

افزون بر این ایجاد و رونق خطوط تولید به جلوگیری از خروج ارز از کشور نیز کمک خواهد کرد. با افزایش تعداد بنگاه‌های تولیدی کم‌کم بساط بیکاری برچیده شده و در نهایت افزایش امنیت جامعه (با حضور حداکثری مردم)  را در پی خواهد داشت. بنابراین رونق خطوط تولید و جلوگیری از واردات بی‌رویه و به طور کلی بهبود فضای کسب و کار یکی از محور‌‌های اقتصاد مقاومتی می‌باشد.

الف-3: در پیش گرفتن سیاست‌های پولی و ارزی مناسب

قطعاً نوسانات شدید (و یا حتی خفیف)  و ناگهانی نرخ ارز ضربات شدیدی را بر پیکر اقتصاد وارد می‌کند، کاهش ارزش پول ملی به نوعی ناشی از سیاست‌های نامناسبی است که طی سالهای اخیر بر این بخش از اقتصاد کشور حاکم بوده است. مسلماً اصلاح سیاست‌های فعلیی ارز به کاهش نرخ  تورم و فشارهای ناشی از آن کمک خواهد کرد، تعیین ثابت یا شناور نگه داشتن نرخ ارز از مواردی است که می‌تواند در این زمینه کمک شایانی به این بخش کند.

 ادامه دارد......

این روزها یادمان میماند ...

بعد از این همه مدت ننوشتن.دست به قلم شدن کار آسانی برایم نبود همین و بس. و اما بعد...

دلم سخت گرفته است نه از شما آقایان. و نه از این "رقابت های مومنانه"  .دلم به حال  دلهایی می گیردکه هوای باریدن  داشتند.دلم به حال زمینیی گرفته است  که مشتاق قطره ای باران بود.دلم به حال تمام  این نهالهای جوان میگیرد.امروز  چند روز است که دعای باران نسل ما بی جواب مانده است.اما چه کنیم به هر حال شما امین و "نگهبان این آسمانید".اگر نبود مهر تایید حضرت امام و نائب خلفش قطعا ماجرا طور دیگری رقم میخورد...

قظعا و قطعا همین است.انشا الله هم که نه هوای نفسی در کار بوده نه هیچ چیز دیگری...

امید که نه در برابر قوانینی  -که  میثاق ملی ماست- که روح  اسلام در آن گنجانده ایم بلکه در محضر خدا  و صاحب اصلی این پرچم .-یگانه منجی بشریت حضرت صاحب العصر (ارواحنا له الفدا)- "حجت شرعی" داشته باشید.امید دارم- والبته شک-...

که شک تمام داشته هایم از عالم سیاست شده است...

فقط یادتان باشد آسمان بی رونق این روزها در خاطر نسل من میماند...‌

 

بگذارید این سالهای حرام بگذرند...

در قبایل عرب همواره جنگ بوده، اما مکه «زمین حرام» بود و چهار ماه رجب، ذی القعده،ذی الحجه و محرم «زمان حرام» یعنی که در آن جنگ حرام است.

دو قبیله که با هم می جنگیدند، تا وارد ماه حرام می شدند، جنگ را موقتا تعطیل می کردند، اما برای آن که اعلام کنند که: در حال جنگند و این آرامش از سازش نیست، ماه حرام رسیده است و چون بگذرد، جنگ ادامه خواهد یافت، سنت بود که بر قبه خیمه فرمانده قبیله، پرچم سرخی برمی افراشتند تا دوستان، دشمنان و مردم همه بدانند که جنگ پایان نیافته است.

آنها که به کربلا می روند، می بینند که جنگ به پیروزی یزید پایان گرفته و بر صحنه جنگ، آرامش مرگ سایه افکنده است.

اما می بینید که بر قبه آرامگاه اباعبدالله، پرچم سرخی در اهتزاز است.

بگذار این «سالهای حرام» بگذرد!


( دکتر علی شریعتی )

شاید

شاید این چند سحر فرصت آخر باشد.....

 

 

                            که بفهمیم خدا...

 

 

            من جا مانده بسی محتاجم...

به همین زودی...

فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُم بَيْنَهُمْ زُبُرًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ (مومنون/۵۳)

تا كار [دين‏] شان را ميان خود قطعه قطعه كردند [و] دسته دسته شدند: هر دسته‏اى به آنچه نزدشان بود، دل خوش كردند.

ثُمَّ بَعَثْنَاهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصَى لِمَا لَبِثُوا أَمَدًا (کهف/۱۲)

 

آن گاه آنان را بيدار كرديم، تا بدانيم كدام يك از آن دو دسته، مدت درنگشان را بهتر حساب كرده‏اند ...(۱)

================================================================

شاید به زعم خیلی از دوستان نگارش این مطلب زود باشد ولی بنا به وظیفه این مطلب "به همین زودی" نوشته شد...

مدت زیادی به" یقه گیری های سیاسی" نمانده است .به عبارت بهتر  مدت زیادی از "یقه گیری های سیاسی" نمیگذرد ...!

خواه ناخواه انتخابات دیگری در پیش است انتخاباتی که به مراتب از انتخابات ۸۴ و۸۶و۸۸و۹۰ مهمتر است دلایل بماند برای روزهای آتی...

طبق اصل‏ یکصد و سیزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران پس‏ از مقام‏ رهبری‏ رئیس‏ جمهور عالیترین‏ مقام‏ رسمی‏ کشور است‏ و مسئولیت‏ اجرای‏ قانون‏ اساسی‏ و ریاست‏ قوه‏ مجریه‏ را جز در اموری‏ که‏
مستقیماً به‏ رهبری‏ مربوط می‏ شود، بر عهده‏ دارد.{برای اطلاعات بیشتر مراجعه شود به (۲)}

این یعنی ما برای  پست ریاست جمهوری به یک"مدیر اجرایی"نیازمندیم!به قول یکی از دوستان به نقل از بزرگی :ما رئیس جمهور میخواهیم نه اندیشمند.کسی میخواهیم که جاده بسازد با تحریمها مقابله کند روابط خارجی را از نو بسازد(!) و ... نه اینکه هر روز وقت خود را برای سخنرانی در مورد فلان موضوع دست چندم -حتی- صرف کند...

جناح های سیاسی گر چه ان شاالله به فکر خیر مردم بوده و هستند اما باید به چند نکته توجه داشته باشند من جمله اینکه برای دعواهای سیاسی  از مردم مایه نگذارند.در مرحله بعد "فصل الخطاب قانون است" یعنی احترام به قانون  مهم تر از "بسیاری "مطالب است."جنگ اول به از صلح آخر است" پس از همینجا گوشزد میکنیم مبادا هشتاد و هشت دیگری بسازید...

درآخر:

"اعوجات را برداريد اين دسته بندي ها را به خاطر خدا اگر مسلميد و براي كشورتان اگر ملي هستيد اين دسته بندي ها را برداريد در اين موج كه الآن اين ملت به پيش مي برد در اين موج خودتان را وارد كنيد و برخلاف اين موج حركت نكنيد كه دست و پايتان خواهد شكست..."(۳)

================================================================

(۱)مطلب برادرم در حاشیه انتخابات سال ۹۰

http://islamica70.blogfa.com/9012.aspx

(۲)

http://www.mohsenesmaeili.com/NSite/FullStory/News/?Id=8

http://rc.majlis.ir/fa/law/show/133633

 

(۳)سخنراني مورخ 21/4/1362  حضرت امام خمینی(ره)

(۴)کامل خواهد شد...

...

گفتم چطور زندگی میکردید شما قبلااااااا؟؟؟؟!!!

نه برق درست و حسابی بود ...

نه خونه تر و تمیزی....

 نه تلویزیونی.....

 نه ماشینی...

نه اینترنتی...

نه بازاری ....

نه ....

چی داشتید آخه؟؟؟؟

 

یکم نگاه کرد .... با همون لبخند همیشگی پدرانه جواب داد :

 

"دل خوش..." 

 

===========================================================

*گفتگوی دیروز با پدرم!

"حق"...

"وَ أَمّا حَقّ الصّاحِبِ فَأَنْ تَصْحَبَهُ بِالْفَضْلِ مَا وَجَدْتَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَ إِلّا فَلَا أَقَلّ مِنَ الْإِنْصَافِ وَ أَنْ تُكْرِمَهُ كَمَا يُكْرِمُكَ وَ تَحْفَظَهُ كَمَا يَحْفَظُكَ وَ لَا يَسْبِقَكَ فِيمَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ إِلَى مَكْرُمَةٍ فَإِنْ سَبَقَكَ كَافَأْتَهُ وَ لَا تُقَصّرَ بِهِ عَمّا يَسْتَحِقّ مِنَ الْمَوَدّةِ تُلْزِمُ نَفْسَكَ‏ نَصِيحَتَهُ وَ حِيَاطَتَهُ وَ مُعَاضَدَتَهُ عَلَى طَاعَةِ رَبّهِ وَ مَعُونَتَهُ عَلَى نَفْسِهِ فِيمَا لَا يَهُمّ بِهِ مِنْ مَعْصِيَةِ رَبّهِ ثُمّ تَكُونُ عَلَيْهِ رَحْمَةً وَ لَا تَكُونُ عَلَيْهِ عَذَاباً وَ لا قُوّةَ إِلّا بِاللّهِ..."

 

 و اما حق هم صحبت اين است كه چندان كه راهى مى‏يابى و توانى با احسان با او هم صحبتى كنى وگرنه دست كم به انصاف با او رفتار كنى و او را به اندازه‏اى كه گرامى‏ات مى‏دارد، ارجمند شمارى و همان گونه كه تو را نگه مى‏دارد نگاهش دارى، و در هيچ گراميداشتى در ميانه شما بر تو پيشى نجويد و اگر پيشدستى كرد، جبرانش كنى و تا آنجا كه شايستگى دارد در دوستى او كوتاهى نورزى. خود را بر آن دارى كه خيرخواه و نگهدار و ياور او در فرمانبردارى پروردگارش، و كمك او به خويشتن در اينكه نافرمانى پروردگارش نكند، باشى. سپس (بايد بر او) رحمتى باشى نه زحمتى. و لا قوة الا بالله (و نيرويى نيست جز به خدا.)

رساله حقوق امام سجاد (ع)

===============================================================

*قال رسول الله(ص):ثَلاثَةٌ تُخلِصُ المَوَدَّةَ: إِهداءُ العَيبِ، وَحِفظُ الغَيبِ، وَالمَعونَةُ فِى الشِّدَّةِ؛

سه چيز دوستى را يكرنگ مى سازد: هديه كردن عيب هاى يكديگر، در غيبت دوست پاس خاطر او را داشتن و بدگويى نكردن و يارى رساندن در سختى(تنبیه الخواطر.ج ۲.ص ۱۲۱)

*قال امیر المومنین علی ابن ابیطالب (ع):لا یکون الصدیق صدیقا حتى یحفظ اخاه فى ثلاث:فى نکبته و غیبته و وفاته.
دوست اگر در سه مورد دوستش را حمایت نکند دوست نیست:در شدت و گرفتارى او ، در غیبت وى و پس از مرگش...

...

================================================================

*چون طفل که از خوردن داروست پریشان/با دوست پریشانم و بی دوست پریشان....

یا حق

فاطمه تنها دلیل خلقت...

قد كنت ذات حمي بضل محمد /لااختشي فيما و كان جماليا


ماذا علي من شم تربه احمد /ان لا يشم مدي الزمان غواليا

 نخستین ستاره ای بودی که در عرش به خورشید نبوت رسیدی؛ ستاره ای نیلی به رنگ جراحت آسمان و زخم زمان. ای ام ابیها! ای مهربان ترین مادر، حبیبه ی حق و شفیعه ی حشر! پدر و مادرم فدای پینه ی دست هایت باد. تو محور آسیای ایثاری و اولین علت خلقت. ای مادر رسالت و همتای ولایت! به روزهایی می اندیشیم که پس از واقعه ی عظیم غدیر، همراه با حسنین به خانه های اهل مدینه می رفتی و با بیان وحیانی خویش حجت الهی را بر غافلان، تمام می کردی و بدین سان از آغاز، حمایت از ولایت، سرلوحه ی خصایل آسمانی ات بود.
غبار غم از سیمای زیبای علی می زدودی و بر زخم های فزون از ستاره ی پیکرش که نشان از رزم با باطل داشت، مرهم می نهادی. فتوحات مولا، رهین مهربانی توست. هنوز خطابه های رسایت سراج راه مجاهدان است و بر آفاق تاریخ می تابد. پاره ی تن رسول یار بودی و یگانه یاور یکتا امیر عاشقان. تلألؤ ذوالفقارعلی، وامدار عزم و عزت تو بود. آنگاه که بر بی بصیرتان و دنیا پرستان غضب می کردی، غضبناکی آفریدگار قادر، آشکار می شد. رضای تو رضای حق بود و با خرسندی ات، تمامت اهل عرش و ساکنان قدس، قرین شعف می شدند.
وصله های چادر و بوریای خانه ات، تمنیات و تمایلات خاکیان را به هیچ می انگاشت. صالحان و صدیقین و مقربان ملکوت، آرزومند خدمتگزاری خاندان خدایی ات بودند و بانوان برگزیده ی حق ، رفت و روب آستانه ی خانه ی اهل بیت(ع) را تمنا می کردند و با این وصف، دستان مبارکت که بوسه گاه اشرف رسولان بود، از فزونی تلاش مهرآگینت پینه بسته بود.
همه ی قصرهای جنت و تمام گهرها و آذین های باغ بهشت، ذره ای از غبار خشت خانه ات هستند و هستی، جلوه ی یک سجود سالکانه ی تو. اگر نبودی، افلاک و آفریدگان به وادی حیات نمی رسیدند.
ما «اسیر» عنایت تو هستیم و «مسکین» و محتاج شفاعتت. اینک «یتیم» هجران توییم و سیه پوش نیلوفر ساقه شکسته ی شهود؛ « و یطعمون الطعام علی حبّه مسکینا ً و یتیما ً و اسیرا». ما را نیز به طعام معرفت و محبت، میهمان کن و از زلال زمزم خیر کثیر، بنوشان ای عطیه ی عرش!
سلام بر غمگنانه ترین روایت ولایت! امروز جان علی از تن مفارقت کرد، گرد یتیمی بر رخسار مهسای زینب نشست، موسم تنهایی حسن فرا رسید، حسین از همین لحظه، کربلایی شد و طلیعه ی عاشورا بر صحیفه ی راز، تابید. ای مهدی موعود، ای آخرین حجت یار! تو شاهدی که مادر سادات را شبانه به جانب مزاری ناپیدا مشایعت کردند و پیکر زخمی شقایق باغ ولایت را به آغوش خاک سپردند و علی بی یاور شد. ای قائم آل یاسین، ای شمس بنی هاشم، ای برپا کننده ی قسط ، ای احیاگر عدل علی! ذوالفقار قیام از نیام برآور و روا مدار که چنین، امواج غم بر دریای دل شیعه بیفزایند.
اینک در شعاع آفتاب ، اندوهی سترگ بر شکوفه های قلب شیعه سایه گستر شد. ستاره ی امید نبی بر خاک فتاد و موج دریای دل علی به ساحل فرقت رسید و برترین آشنای عرشیان بر فراز دست سپیداران در سیاهی شب به ضیافت سرخ لقا نایل شد.
مادر، چه غریبانه از دیار عاطفه ها هجرت کرد و در مشایعتش مرغ دل تا فراسوی آسمان کوچید. معتصمین شیطان، تلخی شوکران فراق را در کام یاران سپیده ریختند. واحسرتا! مهتاب نیلی شفاعت به محاق نشست و طوبای رعنای ولایت و آذین صحیفه ی شهادت، پای به معراج نهاد و سایه ی همای عنایتش را از ماسوا برچید.
امروز از سیمای یاس ها و نسترن های بهاری، نکهت غم می خیزد. امروز شقایق های دشت بی قراری، سیاهپوش زهرای آل یاسینند و از سمت آبی دلدادگی، سحاب حزن و توفان حسرت به آسمان احساس سرخ شیعه رسیده و بارش اشک و تراوش زمزم عشق و ریزش آبشار حرمان و رویش غنچه های درد و داغ، منظر بهار غمند و عندلیب عاطفه را به نغمه ی فرقت فرامی خوانند.
یا فاطمه، یا سیدتنا و مولاتنا!
ادرکنا!
امروز صبای سوزدل ها حزین و خرامان به سوی مدینه وزید و عطر یاسمن های اندوه در کوچه های ارادت پیچید. سلام عاشقان بر غریب مدینه. امروز تمام راه های آسمان را به سوی مدینه گشوده اند و راهیان سبز سلوک به تنهایی مزار یار می اندیشند. آنک، در رثای گوهر گمگشته ی علی، ریزش الماس اشک را شاید و تراوش یاقوت آه. آنگاه که شمشاد شیدای ولایت را شبانه به معراج مهر بردند، چشمه ی اشتیاق خشکید و ماه امید، هجرت کرد. چه شباهنگام دلتنگی بود و چه سپیده ی سیاهی! تمام خورشیدهای شعف، یکباره با غروب آشنا شدند. سیمای سپید زهره ی منظومه ی ولایت به سرخی گرایید.
فاطمه، معیار فضایل بود و اسوه ی سرآمدان عصمت و میزان محسنین. در فناکده ی خاک، افول کرد و در بقاسرای عرش، طلوع و تابندگی نمود. هنوز آوای شیوایش در گوش دل ها باقی است که همگان را به پارسایی و پایداری در ولایت علوی می خواند و خود،عامل نخست آن بود. آیین محمد (ص) از استقامت سرخ زهرا آوازه یافت و امت از مرام زیبایش، مجد. فردای شیعه از دیروز شعله ناک آلاله ی شهید نبی، به روشنایی رسید و سوز سینه ی آسمانی اش، اقتدار و صبر حسین و سطوت و صلابت حسن را به ارمغان آورد.
السلام علیک یا فاطمة الزهرا یا بنت رسول الله!
ما خاک پای یوسف گمگشته ی توییم و حیات و قیام و حکومت و جان و روح و هستی مان رهین یک نگاه آسمانی اوست. انقلاب اسلامی ما جلوه ی کوچکی از نورعنایت فرزند عزیز توست. تمام شقایق های دشت التهاب برای قطره ای از دریای احسانش در انتظار، می سوزند.
خدایا مباد که نسیان و غفلت ما، موعود عاشقان را دل آزرده سازد، که تمام حیات و نهضت ما برای یک تبسم ملیح اوست. سال هاست که دلتنگ غیبت و نهانی اوییم و نیک می دانیم که وجود جودآگینش حضور محض است و نهانی، از آن ماست.
یا فاطمة الزهرا، یا قرة عین الرسول!
پدر و مادرم فدای خاک قدوم گل گمگشته ات باد. نظر عنایت خویش از ما مگیر. ضعیفانیم و چه کسی به ما نظر کند جز مظهر سطوت رسول یار؟ تهی دستانیم و چه کسی احسان مان کند جز جلوه ی غنای دوست؟
یا وجیهتا ًعند الله، اشفعی لنا عند الله!

بیکاری...

"""محمود احمدی نژاد امروز صبح در جریان دور چهارم سفر استانی به البرز و درادامه سخنانش در جمع مردم کرج با محور قرار دادن موضوع بیکاری در کشور اظهار داشت: دولت سالی دو و نیم میلیون اشتغال ایجاد می کند که هفته آینده گزارش آن را به طور کامل به مردم خواهم داد.

وی با تاکید بر اینکه تا پایان دولت دهم بیکاری ریشه کن می شود، ادامه داد: خیلی برایم سخت است که وارد منطقه ای شوم و جوانان با استعداد و تحصیلکرده ای را ببینم که از بیکاری رنج می برند.

رئیس جمهور گفت: به خداوند سوگند یاد می کنم می توان در مدت کوتاهی ریشه بیکاری را در سرزمین ایران خشکاند و شرط آن این است همه همراهی کنند و با تمام قوا و توان در این مسیر اهتمام ورزند.

احمدی نژاد با گلایه از عده ای که مدام در گوشه ای می گویند نمی شود و به جای کمک پشت پا می زنند، گفت: چرا این کار را می کنید ما بهترین سرزمین را داریم و می توانیم مشکل اشتغال را برطرف کنیم.

وی در بخش دیگری از سخنانش تاکید کرد: کرج دارای مردمانی پرکار و پرتلاش است که با ایمان های مستحکم و همت و اندیشه های بالا به درستی نام البرز بر آن نهاده شده است.

احمدی نژاد گفت: در سه سفر گذشته 425 مصوبه برای استان داشتیم ، 89 مصوبه اجرا شده، 235 مصوبه در دست اجرا و 101 مصوبه نیز اجرا نشده است که این 101 مصوبه اجرا نشده اولویت سفر چهارم قرار دارد.

وی گفت: امروز در جلسه هیئت دولت 101 پروژه ای را که هیچ کاری در خصوص آن نشده در دستور کار قرارداده و سپس به بررسی پیشنهادات و مسائل جدید استان خواهیم پرداخت.

به گزارش مهر،رئیس جمهور همچنین از حضورحماسی مردم در انتخابات و مراسم استقبال از دولت با وجود سوز و سرمای شدید قدردانی کرد و این مهم را فرصت خدمتگزاری دوباره برای دولت دانست. """""

===============

مدتها بود قصد انتشار خبر نداشته و اکنون نیز ندارم لکن خبر های امروز هیئت دولت در استان البرز برایم به شدت عجیب بود در حالی شش سال از بروی کار آمدن گفتمان سوم تیر میگذرد که هیچ شاخص مالی و اقتصادی مهم نسبت به دوره های گذشته-طبق آمار رسمی بانک مرکزی -بهبود نیافته است .دولت در حالی صحبت از ایجاد سالی دو میلیون و پانصد هزار شغل می کند که اگر به ثمر نشستن سیاستهای اقتصادی آنرا در راستای اشتغال  بدون در نظر گرفتن هر گونه صحبتی از سال سوم  بپذیریم و اکنون بعبارتی

باید ۰۰۰/۵۰۰/۷ شغل ایجاد میشد .آیا با تصویب مصوبه این مهم به ثمر نشسته است؟یا با تغییر و تحریف تعریف و تعبیر شغل و شاغل؟یا صرف واگذاری و اعطای تسهیلات؟

لطفا به لینکهای زیر نگاهی اجمالی بیاندازید:

http://aftabnews.ir/prteoo8v.jh8pxi9bbj.html

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1836410

http://www.iraneconomics.net/fa/news.asp?r=news

http://aftabnews.ir/vdchzwnzm23nkvd.tft2.html

حال باید دید مردم دروغ میگویند و بیکاری و تورم دو رقمی و... وجود ندارد یا اینکه مردم دروغ میبینند و اینها همه وجود دارد .چیزی که محرز است این است که تاریخ تمام حرکات و رفتار افراد را ثبت و ضبط میکند و ای کاش و صد ای کاش همواره هر مسئولی خود را در برابر خدای خویش میدید...!!!

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا...

بدون شرح پر از درد...

اگر بفهمیم جا دارد که دق کنیم و بمیریم...

 ...

جا دارد از شرم اعمال کسانی که حجاب را فقط در یک سوم میانی(!)میبینند دق کنیم...

جا دارد بمیریم از شرم اعمال کسانی که حجابِ چشمشان را دریده اند و بر حجاب اندام نظریه ها میپراکنند...(۱)

جا دارد بمیریم از شرم اعمال کسانی که حجاب را "اٌملیسم"تلقی میکنند و به محض ورود به هواپیما (نه حتی به محض خروج از کشور)التزام به حقوق بشر و حقوق زنان را به تمامی مسئولین و مردم کشور سابقشان گوشزد میکنند(نمونه ها بسیارند "ف.گ""د.م.ف." و ...")....

جا دارد ...

جا دارد بمیریم که تنها برای شانه خالی کردن از زیر بار مسنولیت بسنده میکنیم به "لا یکلف الله نفسا الا وسعها"

این خیابانها این کوچه ها این پارک ها سینماها و... اینها آرمان هیچ انقلاب اسلامی در هیچ کجای هستی(!)نیست...

جا دارد بمیریم که غیرت را تنها به هنگام مرگ ها میبینیم...(۲)

حق است  بر سر و صورت خود لطمه بزنیم تا کسی به نشانه ی اعتراض (!)عریان نشود...

جا دارد بمیریم که حجاب را فقط بر زنانمان میبینیم...

جا دارد بمیریم که مردان و زنانمان را خدا نفرین کرده...(۳)

جا دارد بمیریم که حجاب را فقط در جمع ها ندانیم...(۴)

جا دارد و بسیار جادارد ...

حق است در قطرات اشک خود خفه شویم که حجاب را فقط برای نامحرمانمان نبینیم...(۵)

روا نیست بگذاریم و بگذریم...

.

.

.

زبانم قدرت گفتن ندارد******تو خود باید ٬حدیثم را بخوانی...

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا...

===========================================================

(۱) امیرالمومنین علیه السلام در وصیت خود به  امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود:«با پوشش و حجابی که برای همسرانت قرار می‌دهی، چشم آنان را از هوس و حرام بازمی‌داری، چرا که حجاب برای آنها ثبات بیشتری به ارمغان می آورد. از خروج بی‌حساب و بی‌رویه زنان جلوگیری کن، زیرا مفاسدی دارد؛ و اگر می‌توانی، کاری کن که همسرانت غیر از تو را نشناسند و با مردان رفت و آمد نداشته باشند

(۲)رسول خدا(ص) از حضرت جبرئیل(ع) سوال نمود که آیا فرشتگان خنده و گریه دارند؟ جبرئیل فرمود: بله. (یکی از آنجاهایی که فرشتگان می‌خندند) زمانی است که زن بی‌حجابی و بدحجابی می‌میرد، و بستگان او را در قبر می‌گذارند و روی آن زن را با خشت و خاک می‌پوشانند تا بدنش دیده نشود. فرشتگان می‌خندند و می‌گویند: تا وقتی که جوان بود و با دیدنش هر کسی را تحریک می‌کرد و به گناه می‌انداخت(پدر و برادر و شوهرش و...از خود غیرت نشان ندادند) و او را نپوشاندند، ولی اکنون که مرده و همه از دیدنش نفرت دارند او را می‌پوشانند.

(۳)پیامبر فرموده اند:خدا مردانی را كه شبیه زن می‏شوند و زنانی را كه خود را شبیه مرد قرارمی‏دهند ، نفرین كرده است.

و نیز:امام صادق(عليه‌السلام) پوشيدگي شديد لقمان را از علل حكيم شدن وي مي‌دانند. (قابل توجه کسانی که می گویند پوشش فقط برای زن است)

(۴)از رسول خدا(صلي‌الله‌عليه‌وآله) پرسيدند: آيا در تنهايي مي‌توانيم کشف عورت کنيم؟ حضرت جواب دادند: خداوند بيش از مردم سزاوار است که از او شرم شود.( سنن ابن ماجه )

(۵)از حدیث امام باقر استفاده می‌شود که محارم زن مانند برادر، پدر و ... حق ندارند به همه جای زن بنگرند و زن نیز نباید بگذارد پایین‌تر از جای گردنبد و بالاتر از مچ دست آشکار گردد. چنین نیست که زن نزد محرمها، هر لباسی بپوشد و با هر آرایشی بیرون آید واندام خود را بنمایاند.

 

مطالب سراسر کذب روزنامه کیهان به نقل از سایت ندای انقلاب...

دفتر رئیس جمهوری سابق ایران با انتشار اطلاعیه ای ضمن ابراز تأسف عمیق از رواج رویه ناپسند، ضد اخلاقی و مجرمانه برخی محافل و رسانه های خاص که بی پروا با توهین به سرمایه های انقلاب و ایران و افترا و تهمت و دروغ پراکنی در مورد چهره های مورد علاقه مردم موجب وهن نظام و توهین به افکار عمومی می شوند، مطالب سراسر کذب روزنامه کیهان به نقل از سایت ندای انقلاب را دروغ محض خوانده و مجدداً بر این نکته تأکید کرد که ”اگر دستگاه قضایی به شکایت ها و دادخواهی هایی که در برابر این اهانت ها و تهمت ها و افتراها ترتیب اثر داده بود، شاید امروز شاهد چنین اقدام های مجرمانه و ناپسندی نبودیم.

متن کامل این اطلاعیه بدین شرح است:

به نام خدا

رواج رویه ناپسند، ضد اخلاقی و مجرمانه بعضی محافل و رسانه های خاص در اهانت مکرر به شخصیت ها و نشر اکاذیب و افترا برای ضربه زدن به حیثیت سرمایه های انقلاب و ایران مایه تأسف و باعث وهن نظام و توهین به افکار عمومی است که به شخصیت های مورد علاقه خود دلبستگی و اعتماد دارند. گرچه این رویه و رفتار ناپسند، علی رغم خواست و انتظار بدخواهان و دروغ پردازان همواره نتیجه عکس داشته است.

در ادامه دروغ پردازی ها و انتساب انواع تهمت ها به حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی، مجدداً ادعای واهی پرداخت کمک مالی مراکز و منابع خارجی به رئیس جمهوری سابق ایران و بنیاد گفت و گوی تمدن ها مطرح شده که همانند ادعای مسخره و دروغ بزرگ دریافت کمک یک میلیارد دلاری از پادشاه عربستان کذب محض است؛ خبری که ظاهر آن هم گواه بر دروغ بودن آن بود.

اگر دستگاه قضایی به شکایت ها و دادخواهی هایی که در برابر این اهانت ها و تهمت ها و افتراها ترتیب اثر داده بود، شاید امروز شاهد چنین اقدام های مجرمانه و ناپسندی نبودیم.

دفتر حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی

۲۵ بهمن ماه ۱۳۹۰

"مستند!!!صراط!"...

بسمه‌تعالی
جناب آقای مجید آخوندی
معاون محترم سیاسی سازمان صداوسیما

با سلام و احترام؛

در بخشی از برنامه سیاسی صراط (تولید واحد مرکزی خبر) که در تاریخ ۱۱/۱۱/۱۳۹۰ در بخش‌های مختلف خبری پخش شد، به فعالیت گروه هسته‌ای دوره دوم (مهر ۸۲ تا مرداد ۸۴) اشاره گردید، بخشی که در آن، متأسفانه چند ثانیه‌ای از مصاحبه مسئولین به صورت گزینشی انتخاب شده بود. تأسف‌بارتر آنکه در این برنامه، حرف‌های بی‌اساس و بدون منبع دقیقی از دو وزیرخارجه وقت اروپا نقل‌قول گردید که ظاهراً هدف برنامه‌ساز، چيزی جز تجلیل از مقامات غربی و اهانت به مسئولین کشور نبود.

در رابطه با برنامه مخرب، سراسر اهانت‌آمیز و خلاف واقع «صراط»، نکاتی را ذیلاً متذکر می‌شود:

۱. کلیه سیاست‌ها و اقدامات گروه هسته‌ای، از جمله دعوت از سه وزیرخارجه وقت اروپا و مذاکرات سعدآباد که منتهی به بیانیه تهران گردید، در چهارچوب مصوبات سران نظام بوده و از قطعات افتخارآمیز تاریخ سیاسی کشور است. در این رابطه، ضرورت دارد توجه شما را به بیانات مقام معظم رهبری مدظله در دیدار کارگزاران نظام (۱۱/۸/۱۳۸۲) دقیقاً ۱۲ روز بعد از مذاکرات سعدآباد جلب نمایم:

«کاری که مسئولین کردند، کار درستی بود. با تدبیر و بدون پذیرش تسلیم و قبول حرف زور انجام شد تا توطئه‌ای که از طرف آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها علیه جمهوری اسلامی طراحی شده بود، شکسته شود. البته این آغاز قضیه است و کار تمام نشده است. اگر ادامه این کار به همین روالی که تاکنون طراحی شده، ادامه پیدا کند، هیچ ایرادی ندارد...

آنچه که تاکنون مسئولان محترم ـ چه آقای دکتر روحانی و چه آقای رئیس‌جمهور و مسئولان دیگر ـ حقیقتاً زحمت کشیدند این است که با دقت و ملاحظه جوانب، کار کرده‌اند و حواس‌شان جمع است که کاری برخلاف مبانی و اصول انجام نگیرد؛ بنده هم مطلع هستم و هرجا احساس کنم که برخلاف ضوابط، اهداف و عزت ملی و جهت‌گیری نظام اسلامی کاری انجام می‌گیرد، مطمئناً نخواهم گذاشت و جلوش را می‌گیرم. البته تاکنون چنین مسئله‌ای پیش نیامده و به فضل الهی امیدوارم بعد از این هم بتوانند با همه جهات، این کار را پیش ببرند.»

۲. در کلیه موارد، تصمیمات هسته‌ای به صورت جمعی و با هماهنگی با بالاترین مقامات نظام اتخاذ گردیده است. در این زمینه، بیانات مقام معظم رهبری دامت بركاته در نماز جمعه مورخ ۲۹/۷/۸۴ یعنی دو ماه بعد از پایان مسئولیت دکتر حسن روحانی، کاملاً گویا است:
«کاری که در کشور در این زمینه ـ چه در چالش بین‌المللی مربوط به کار هسته‌ای، چه در خود کار هسته‌ای، دارد انجام می‌گیرد، کاری است که با حکمت و مشورت دارد انجام می‌گیرد؛ این را ملت ایران بدانند، گاهی اظهار نگرانی می‌شود که مبادا کار غیرمدبّرانه‌ای انجام بگیرد؛ مبادا تصمیمات فردی گرفته بشود؛ نه، قضیه این جور نیست. خوشبختانه مسئولان کشور در این مسئله هم‌رأی و هم‌فکرند؛ کار با مشورت،
کلیه سیاست‌ها و اقدامات گروه هسته‌ای، از جمله دعوت از سه وزیرخارجه وقت اروپا و مذاکرات سعدآباد که منتهی به بیانیه تهران گردید، در چهارچوب مصوبات سران نظام بوده و از قطعات افتخارآمیز تاریخ سیاسی کشور است.
با تدبیر ـ از اول و در این دو سال و اندی هم همین جور بوده است ـ و با فکر جمعی انجام گرفته است و پیشرفت کرده‌ایم. بعد از این هم همین جور خواهد بود. افرادی مردم را نترسانند که ممکن است کار بی‌مشورت باشد، عجولانه باشد، (نه خیر؛ کار دارد درست با حکمت و همه‌جانبه، با توجه به جوانب گوناگون، پیش‌ می‌رود.»

۳. همچنین در این برنامه، کلام مقام معظم رهبری مدظله‌ مورد سوء‌استفاده برنامه‌سازان شما قرار گرفت، اگر ایشان در بیانات خود به واژه «عقب‌نشینی» اشاره فرمودند، منظور نظر ایشان، «عقب‌نشینی تاکتیکی» بود که در صورت عدم‌تحقق، خیانت به کشور محسوب می‌شد. در همین رابطه، ضرورت دارد تا به بیانات مقام معظم رهبری مدظله در جلسه کارگزاران نظام در تاریخ ۱۸/۷/۸۵ که زمینه سیاسی «عقب‌نشینی» را تبیین فرموده‌اند توجه شود:
«در جنگ، عقب‌نشینی یک تاکتیک است؛ عقب‌نشینی فرار نیست ـ این را آدم‌هایی که جنگ را دیده‌اند خوب می‌دانند، می‌فهمند ـ همچنانی که پیشروی تاکتیک است. یک جا فرمانده لازم می‌داند عقب‌نشینی تاکتیکی بکند. که اگر نکند، خیانت است؛ همچنانی که اگر آنجایی که باید پیشروی کند، پیشروی نکند، خیانت است. فرق عقب‌نشینی تاکتیکی با فرار چیست؟ تفاوتش این است که تحت انتظام فرماندهی و یک عمل منضبط است... ما آن دو سال، دو سال و نیم، آن مشی‌ای که داشتیم، اگر آن مشی‌ را نمی‌کردیم، امروز ممکن بود خودمان را ملامت کنیم،‌ بگوییم چرا آن راه را تجربه نکردیم؟ حالا نه، با دل قرص و با دید روشن، می‌دانیم داریم چه کار می‌کنیم، آن راه را هم تجربه کردیم و دیدیم هیچ احتجاجی بر علیه دستگاه و نظام نیست...»

۴. اینگونه به نظر می‌رسد که سخنان سایرین برای برنامه‌سازان شما جالب توجه است، در این صورت، مراجعه به کتاب‌های محمد البرادعی، مدیرکل سابق آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و همچنین یوشکا فیشر، وزیرخارجه وقت آلمان که اخیراً منتشر گردیده، می‌تواند این امر را برای آنها روشن سازد که چگونه گروه مذاکره‌کننده دوره دوم:

۱) کشور را از خطر جنگ رهانید.

البرادعی در کتاب خود می‌گوید جک استراو شغل خود را به دلیل احمقانه‌ خواندن جنگ قریب‌الوقوع امریکا علیه ایران از دست داد؛

۲) کشور را از موضع متهم به مدعی رسانید.

خانم رایس وزیر خارجه امریکا در مصاحبه ۲۰ اسفند ۸۳ خود با رویترز می‌گوید ایرانی‌ها در مذاکرات خود با سه کشور اروپایی موفق شده بودند امریکا را منزوی کنند و به نحوی طلبکار باشند که امریکا و اروپا به آنها امتیاز بدهد؛

۳) مسائل مورد بحث و استناد دشمنان ملت را حل‌وفصل نمود.

گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به خوبی گویای آن است که اتهامات دشمنان ایران مبنی بر اینکه ایران به مدت هجده سال مخفی‌کاری کرده و تعهدات بین‌المللی هسته‌ای خود را نقض نموده است به تدریج حل‌وفصل نموده و در قطعنامه نوامبر ۲۰۰۴، پرونده هسته‌ای ایران از دستور کار اضطراری شورای حکام خارج می‌شود؛

۴) فرصت لازم را برای دانشمندان هسته‌ای جهت تکمیل فن‌آوری هسته‌ای به وجود آورد.

در پاییز ۱۳۸۳ تعداد سانتریفیوژ‌ها را از چند عدد به حدود ۱۳۰۰ عدد رساند و به دولت نهم تحویل داد. UCF اصفهان را در بهار ۱۳۸۳ و آب سنگین اراک را در تابستان ۱۳۸۳ تکمیل نمود.

۵. شایان ذکر است که تعلیق موقت و داوطلبانه قطعه و مونتاژ برای نخستین بار توسط گروه هسته‌ای دوره دوم در تیرماه ۱۳۸۳ شکسته شد و دکتر حسن روحانی، دبير وقت شورای عالی امنیت ملی طی مصاحبه‌ای در تاریخ ۹/۴/۱۳۸۳ آغاز فعالیت را اعلام نمود. پایان تعلیق موقت و داوطلبانه اصفهان نیز توسط گروه هسته‌ای مذکور در اردیبهشت ماه ۱۳۸۴ اعلام گردید و دکتر حسن روحانی، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی نیز طی مصاحبه‌ای در تاریخ ۱۰/۲/۱۳۸۴ این مسئله را اعلام نمود.

شایان ذکر است سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران که وظیفه خطیر اطلاع‌رسانی را در کشور برعهده دارد، لازم است مطابق وظیفه شرعی و قانونی خود، مطالب فوق را جهت تنویر افکار عمومی جامعه منعکس نماید.

دفتر رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک
مجمع تشخیص مصلحت نظام

ما زنده ایم و خدای منتقم بیدار...

« ما زنده ایم و خدای منتقم بیدار ». این عبارت، جمله آغازین بیانیه اعلام موجودیت سازمان فدائیان اسلام است. اعلامیه ی (به تعبیر حقیر انقلابی )که نخستین ثمره آن ترور یا اعدام انقلابی احمدکسروی (تاریخ نویس :از آثار تاریخ مشروطه و معتقد به "به دینی")در جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات دینی وی بود. کسروی در حوزه دیدگاه های دینی، راه به خطا برده و نظراتش رنجش مردم مذهبی ایران را فراهم کرده بود حتی برخی از روحانیون حکم به ارتداد او داده بودند.

ساعت ده و نه دقیقهِ بیستم اسفند 1324 ،

مقابل چشمان حیرت زده ی نیروهای نظامی و قضات  دادگستری و در میان فریاد های "الله اکبر" فداییان اسلام،کسروی  گلوله باران می شود،تا صدای  ظلم ستیز و حق جوی  خواص امت اسلام به گوش  امت رنجدیده در سراسر جهان برسد


سیدمجتبی میرلوحی فرزند فقیر خانی آباد، در مدت بسیار کوتاهی به نواب صفوی رهبر فداییان اسلام تبدیل می شود. این جهش بزرگ، ریشه در خاستگاه طبقاتی متوسط به پایین وی، تحصیلات دینی و همچنین کارگری در صنعت نفت آبادان دارد. او پس از فراغت از تحصیل در مدرسه صنعتی آلمانی در تهران، عازم آبادان می شود تا به عنوان کارگر شرکت نفت انگلیسی در آبادان مشغول کار شود. سید مجتبی پس از مدت کوتاهی در پی اعیراضات  جدی به کارگزاران اجنبی این شرکت، از آنجا اخراج می گردد.

پس از اخراج بی درنگ راه نجف در پیش گرفته  و در حلقه  شاگردان اساتیدی چون علامه امین ، حسین قمی و شیخ محمد تهرانی  جای میگیرد.سید مجتبی همچون سایر شیعیان و دلسوختگان اهل بیت میداند که پروردگارش فریاد جز به دادخواهی را نمی پسندد (۲)  .وي پس از چهار سال اقامت در نجف به دستور آيت‏اللَّه سيدابوالحسن اصفهاني جهت مبارزه با کجروي‏هاي کسروي به ايران آمد و با تشکيل "جمعيت فداييان اسلام" به مبارزه با بدخواهان و بدانديشان پرداخت و در همین اثنا  سید مجتبی میر لوحی به تدریج تمام هویت نامش را به نام نواب صفوی می سپارد.

نواب صفوی که اینک طلبه ای انقلابی است رویای اصلاح جهان در سر دارد، اصلاحی که نه با قلم و خطابه، که با سلاح و انتقام همراه است. پروژه اصلاح یا اعدام کسروی نخستین هدف اصلاح گر جوان جهان است. او پیش از هر چیز نظر علمای نجف را برای این پروژه جلب می کند و با پشتوانه شرعی نجف، به تهران باز می گردد و یکراست سراغ احمدکسروی می رود، منورالفکر حوزه دیده ای که اتفاقا او نیز ادعای اصلاح جهان را داشت.
دهه 20 و 30، دهه ظهور و رویارویی سوداگران اصلاح ایران است از نواب صفوی تا احمد کسروی، از سیدجعفر پیشه وری تا محمدعلی فروغی، از محمدمصدق تا قوام السلطنه و همه و همه سودای اصلاح دارند. سودایی که تاریخ آن را به رنگ خون نوشته است. رویارویی نواب صفوی با کسروی بخشی از این تاریخ سرخ است.

"يعنى شما ببينيد از سال 29 تا 32 يعنى از سال ملى شدن صنعت نفت تا سقوط دكتر مصدق، اين سه سالى كه بر كشور ما سه سال و خرده‌اى كه گذشت مى‌دانيد يكى از آن دوره‌هاى فوق‌العاده حساس كشور ماست. از لحاظ ارتباط با سياستهاى خارجى، اين دوران دورانى است كه سلطه‌ى قديمى انگليسى يك ضربت محكم بهش مى‌خورد و خاطرات حكومت ملى، حكومت مردم و حضور مردم كه ساليان درازى بود به كلى از ذهنها شسته و زدوده شده بود باز در ذهنها زنده مى‌شود، مردم ما مردم حضور در كوچه و بازارند ديگر، در مشروطيت و در همه‌ى قضايا مردم هميشه توى صحنه‌ها حضور داشتند، آمدند، رفتند، اقدام كردند، خواستند، عمل كردند، يك چيز عجيبى است اصلاً تاريخچه‌ى حضور مردم ما در صحنه، جزو تاريخچه‌هاى استثنايى است. روى اين هم كسى كار نكرده، اگر مقايسه كنيد مردم ما را با ملتهاى ديگر از لحاظ تعيين كنندگى مواقف حساس، خواهيد ديد كه ملت ما از آن ملتهاى جالبند از اين جهت، خب در دوران رضاخانى به كل، اصلاً خشكيده بود اين روح، تمام شده بود ديگر اصلاً مردم هيچ كاره‌ى محض شده بودند به خاطر آن استبداد، بعد از دوران رضاخان هم مسئله‌اى نبود كه مردم را به ميدان آزمايش بكشاند و در صحنه‌ها حاضر كند. دوران مصدق يعنى دوران حكومت مصدق و از 29 تا 32، به اين تعبير، جزو دورانهايى بود كه از اين جهت خيلى حساس بود، ضربه‌ى به حكومت انگليس، باز يافتن احساسات مردمى بوسيله‌ى خود مردم، و يك نگاه تند به سلطه گران و به خارجيانى كه در كار ايران دخالت مى‌كنند، بعد تهديد كردن مقام سلطنتى كه مردم از آن آنقدر نفرت داشتند اينها يك حوادث عجيبى است ديگر، يعنى جزو مقاطع كم نظير تاريخ ماست، در اين مقطع نقش فدائيان اسلام نقش به طور كامل مؤثرى بود يعنى در روى كار آوردن آن دولت در حمايت مرحوم كاشانى، پس طبعاً در قضيه‌ى خلع يد از انگليسها، در قضيه‌ى نفت و در بقيه‌ى مسائل. پس مى‌بينيد كه اين دوران ده ساله‌ى عمر سياسى و مبارزاتى مرحوم نواب يكى از مهمترين نشانه‌ها و آثارش حضور فعال و تأثير فراوان در برهه‌ى سه چهار ساله‌ى بين 29 تا 32 است كه از برهه‌هاى تاريخى كشور هم هست."(۱)
نتیجه چندین جلسه مباحثه نواب با کسروی، چیزی نیست جز ارتداد و اعدام او. حکمی که در غیاب حکومت اسلامی توسط فدائیان جوان و با حمایت مالی برخی از بزرگان دین از جمله آیت الله حاج شیخ محمدحسن طالقانی و آیت الله سید اسد الله مدنی اجرا می شود. آیت الله مدنی که هزینه ترور همشهری خود را پرداخت می کند، خود سی و شش سال بعد قربانی تفکر دیگری می شود، تفکری که ریختن خون وی بر محراب عبادت را وظیفه تشکیلاتی می خواند.


نواب صفوی، طلبه جوان نجف، « علم مبارزه » نخوانده، اما نخستین کسی است که شیوه مسلحانه را پیش از مجاهدین خلق و فدائیان مارکسیست برای مبارزه برمی گزیند.ترور سه خائن به ملت(هژیر -رزم آرا -منصور) موجب شادی امت حزب الله و ترس و رعب وصف ناپذیری در دل حکومت استبدادی پهلوی و وابستگان آنان می گردد


روش قاهرانه و مبارزه مسلحانه نواب صفوی اگرچه بصورت تلویحی و نهانی مورد حمایت معنوی برخی از علمای دینی و مراجع مذهبی بوده است، اما عموما علمایی چون آیت الله بروجردی، طالقانی و در نهایت امام خمینی در عین نگرانی نسبت به جان و زندگی فدائیان، فاصله معنادار خود را با آنان حفظ کرده اند.
آیت االه بروجردی و امام خمینی هرگز بصورت رسمی و علنی شیوه فدائیان خلق را تایید نکرده اند. رفتار آیت الله بروجردی در عدم تایید فدائیان صریح تر است. این صراحت به جایی می رسد که فدائیان با انتشار بیانیه ای به رفتار سیاسی فقیه طراز اول تشیع اعتراض می کنند. با این حال آیت الله در دوران دستگیری نواب صفوی برای جلوگیری از اعدام او و یارانش، از حاکمیت قول مساعدت و امنیت می گیرد، قولی که هرگز بدان عمل نشد   .

اگرچه خاطرات نقل شده از امام خمینی(س) نگرانی بسیار زیاد و تلاش وافر ایشان را برای رهایی فدائیان در آستانه اعدام، حکایت می کنند، اما رهبر انقلاب اسلامیِ سال 57 و روحانی طراز اول سال 34 ـآیت الله بروجردی-، هرگز بصورت رسمی عملکرد فدائی های مسلمان را تایید نکرد. .(مستندات این بند را در ذیل متن مطالعه بفرمایید)(۴)
رابطه مجتبی میرلوحی با علمای فعالتری چون آیت الله طالقانی هم از همدردی انسانی و دینی و همسنگری مبارزاتی فراتر نمی رود. طالقانی عمیقا نگران جان و آینده فدائیان هست. در دوران حساس دستگیری و اعدام، به آنان پناه می دهد اما هیچگاه منش قاهرانه و منتقمانه شاگرد درس تفسیر قرآن خود را تایید نمی کند.

سید مجتبی علاوه بر رهبری استراتژیک فدائیان اسلام به راهبری تئوریک این گروه نیز مشغول است."او نگارنده مانیفست حکومتی فدائیان است مانیفستی که با عتاب جدی بر حاکمان، حکیمان و نظام های سیاسی و اجتماعی جهان و ایران آغاز می شود و با توصیه قهرآلود بشر به آگاهی و اصلاح همه جهان تمام می شود. "
"تفاوت نواب با اندیشمند بزرگ حکومت اسلامی یعنی امام خمینی(س) در این است که در اندیشه رهبر فدائیان ، اصلاح حکومت سلطنتی با نظارت دقیق مذهب بود نه با تغییر کامل رژیم. در حالیکه امام خمینی از سال 42 رسما اعلام انقلاب کرد.. سوای تفاوت عمیق در حوزه نظری، امام و نواب صفوی تفاوت جدی در حوزه عملی و روشی داشتند. هویت فرهنگی انقلاب اسلامی و تکیه امام به مردم دقیقا نقطه مقابل منش مسلحانه نواب و عدم تکیه او به مردم بود.
البته باید در کنار نوابِ رهبر فدائیان از نوابِ کنشگر فعال عصر بیداری اسلام نیز یاد کرد. او در این عرصه آنقدر فعال و مشهور است که در شهریور 1332 توسط سیدقطب به کنگره اسلامی قدس دعوت می شود. سخنرانی او در این کنگره هم آنقدر موثر است که مصر ، فعالیت های تشکیلات بانی این کنفرانس یعنی اخوان المسلمین را تعطیل می نماید و آیت الله طالقانی را برای استقبال از او روانه مهرآباد می کند."(۳)
تاریخ فدائیان اسلام در 20 اسفند 1324 با اعدام انقلابی کسروی آغاز می شود و با اعدام حکومتی فدائیان در 27 دیماه 1334  ظاهرا پایان می یابد.پس از نواب شاگردان وی گرچه گرم از گرما و حلاوت سخنانش بودند اما هرگز به توفیقات مهمی که خاص گروه فدائیان اسلام باشد دست نیافتند.بعد از ماجرای خرداد ۴۲ معدود بازماندگان فدائیان اسلام با امام(ره)همراه شدند.روش مبارزه  ده ساله ی نواب به تاریخ سپرده شد .علی رغم مخالفت بزرگان و جامعه مذهبی بر اعدام آنان هرکز روش آنها برای مبارزه از سوی گروه های مذهبی بر خاسته از حوزه برگزیده نشد

بازماندگان فعال فدائیان نیز، حتی در اوج فعالیت های چریکی و مبارزه مسلحانه جز در موارد بسیار محدود با فعالیت افرادی چون حاج مهدی عراقی، دست به اسلحه نبردند. بازماندگان فدائیان اسلام از جمله آیت الله لواسانی و محمدمهدی عبدخدایی پس از انقلاب اسلامی، اگرچه مجوز تاسیس حزب فدائیان اسلام را از کمسیون احزاب وزارت کشور گرفتند، اما جز انتشار چند شماره روزنامه با عنوان "منشور برادری" همنام روزنامه فدائیان اسلام در دوران مبارزه، فعالیت دیگری نداشتند و رسما اعلام کردند که فعالیتهای فدائیان از این به بعد صرفا فرهنگی خواهد بود.
مساله نواب صفوی و فدائیان اسلام، تنها یک سوژه تاریخی نیست بلکه یک داستان پر نکته اسلامی-انسانی است که نیاز مند تامل  و مطالعه ایست درخور. و این  تازه آغازیست بر...

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا...

۸/۱۱/۱۳۹۰

اراک-۳۷/۰۰

--------------------------------------------------------------------------------------------------------

(۱)سایت آیت الله خامنه ای

(۲)لا یحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم"(نساء/۱۴۸)

(۳)جماران

(۴)*آیت الله شهید سید مصطفی خمینی (ره)

جمعیتی در ایران معروف بودند به فدائیان اسلام، رئیس آنها مردی بود به نام سیدمجتبی نواب صفوی که واقعا دلیر و توانا بود و از روی احساس سنگ اسلام را به سینه می‌زد و نمی‌توان او را دور از حقیقت دانست. مرد شماره دو آنها دوست عزیز خودم مرحوم سید عبدالحسین واحدی بود. این طایفه از دیر زمانی در قم زیست می‌کردند. آن وقت‌ها ما قم بودیم و از دور آنها را می‌پاییدیم. تا آنکه شبانه عده‌ای با چوب و چماق در پیش چند صد نفر طلبه بر آنها هجوم بردند و آنان را زدند که دیگر کار به آخر رسیده بود و دیگر نتوانستند در قم بمانند . در نتیجه رحل اقامت را به تهران بردند تا سرانجام به دست پسر رضاخان و با سکوت مرگبار علماء‌ آنها را تیرباران کردند. اگر چه دوست من سید عبدالحسین را در جای دیگر از بین بردند و داغش را در دل ما گذاردند.
ر. ک. به: یادها و یادمان‌ها از آیت الله سید مصطفی خمینی ج1، ص205 - 204


*حجت الاسلام و المسلمین مرحوم حاج سید احمد خمینی (ره)

در قضیه اعدام نواب صفوی و سایر اعضای فداییان اسلام، امام از مرحوم آقای بروجردی و مراجع دلخور شدند که چرا موضع تندی علیه دستگاه نگرفتند و اینها را نجات ندادند. امام در این قضیه خیلی صدمه روحی خوردند. در آن اوضاع و احوال شرایط به گونه‌ای بود که از دیدگاه متحجرین مبارزه با شاه ننگ بود، یعنی استدلال می‌کردند، حالا که بناست یک روحانی اعدام شود، لباس روحانی را از تن او بیرون بیاورید تا به مقام روحانیت اهانت نشود! درست نقطه مقابل، تفکر امام که اعتقاد داشتند روحانی باید با کسوت مقدس روحانیت شهید شود تا مردم بفهمند و آگاه شوند که اینها در صحنه هستند. از دیدگاه متحجرین مبارزه با شاه ننگ بود در صورتی که از دیدگاه امام مبارزه روحانیون بزرگواری همچون شهید نواب صفوی روشنی بخش حیات اسلام و انقلاب راه مبارزین بود.
ر. ک. به: مجموعه آثار یادگار امام - ج 1 - ص 660


*همسر مکرمه حضرت امام (ره)

مرحوم نواب صفوی و برادران واحدی را می‌خواستند بکشند، من با مادر آنها دوست بودم. آقا رفتند پیش اقای بروجردی که در این کار دخالت کنند ولی ایشان گفتند من در کار آنها دخالت نمی‌کنم. بعد هم آنها را کشتند.
ر. ک. به: روزنامه اطلاعات 12 خرداد 73 ص 11


*خانم زهرا مصطفوی، دختر حضرت امام (ره)

حدودا سال 1334 بود که فداییان اسلام را محاکمه می‌کردند. در اتاق ایستاده بودم و مادرم داشتند کار می‌کردند که امام وارد شدند. صورت ایشان به شدت برافروخته بود و چشم ها حالت فوق العاده عصبانی و ناراحت ایشان را نشان می‌داد. فقط عبایشان را گوشه‌ای انداختند و با عصبانیت وارد شدند. گویا مادر از جریان خبر داشتند که پرسیدند: نتوانستید کاری کنید؟ گفتند: نخیر، نشد، نتوانستم. ایشان - آقای بروجردی- می‌گویند من به این کارها کاری ندارم... بعد امام از اتاق بیرون رفتند ولی حالشان خیلی منقلب بود، چون می‌دانستند نتیجه محاکمه فداییان اسلام یعنی اعدام. این را چون می‌دانستند، خوب معلوم بود مساله اعدام یک عده جوان بی‌گناه فعال مبارز طبیعتا چقدر سخت بود. بعد من از مادرم پرسیدم که جریان چیست؟ گفتند: محاکمه فداییان اسلام است و آقا [امام خمینی] پیش آیت الله العظمی بروجردی رفتند که بلکه ایشان جلوی محاکمه و اعدام گرفته شود، اما ظاهرا موفق نشده‌اند. چون مرام ایشان (آقای بروجردی) این بود که به حکومت کاری نداشته باشند.
ر ک. به:‌روزنامه اطلاعات 17 خرداد 67


*مرحوم آیت الله سید محمد باقر سلطانی طباطبایی (ره)

حضرت امام برای کمک به فداییان اسلام مخصوصا آزادیشان خیلی می‌کوشید. من در امر فداییان اسلام بسیار کوشا بودم. البته مقداری به خاطر تذکرات امام خمینی(قدس سره).
ر. ک. به: نشریه حوزه شمار 44 - 43 یادواره آیت الله العظمی بروجردی ص 38 - 37


*آیت الله جعفر سبحانی

در سال 1334 که مرحوم نواب و دوستانش دستگیر شدند و در آستانه اعدام قرار گرفتند، ایشان (امام) سه نامه نوشتند. یکی به آقای بهبهانی، یکی به مرحوم صدرالاشرف و یکی هم به حاج آقا رضا رفیع. من بعدها از ایشان راجع به جواب نامه‌ها سوال کردم، ایشان فرمودند: من خط آقای بهبهانی را نمی‌شناسم و خطوط سیاسی ایشان را هم نمی‌دانم اما جواب نامه را ظاهرا یک بچه 12 ساله گفته بودند و او نوشته بود!
ر. ک. به: ویژه‌نامه رسالت "پرتوی از خورشید " 12 خرداد 78، ص 34


*آیت الله مسعودی خمینی

به زعم حضرت امام (ره) از آنجا که با دستگاه شاه به طور صد در صد مخالف بودند، شیوه نواب را برای براندازی می‌پسندیدند. امام از ابتدای کار مبارزه می‌دانست که برای چه مبارزه می‌کند و برای هر مرحله برنامه ویژه‌ای طراحی کرده بود.
آن دسته از افراد و افکاری که به نواب بابت تندی‌اش انتقاد می‌کردند بعدها به امام بابت حمله‌های مستقیمشان به آمریکا خرده گرفتند.
ر. ک. به: خاطرات آیت الله مسعودی خمینی انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی


* مرحوم حجت الاسلام والمسلمین علی دوانی

در جریان اعدام مرحوم نواب و یارانش، امام با ابراز تاسف فرمودند: چه کنم کسانی را در بیت آیت الله بروجردی گذاشته‌اند که نمی‌توانم کاری کنم، البته می‌روم و اقدام می‌کنم.
ر. ک. به: شرح حال کتاب آیت الله بروجردی - ص 381


*آیت الله محمد واعظ زاده خراسانی

حضرت امام (ره) از فداییان اسلام پنهان حمایت می‌کرد. یک روز در جلسه خصوصی از ایشان شنیدم که فرمود: اینان (فداییان اسلام) بدون هیچ آلت و اسلحه‌ای فقط با سخنرانی، با دستگاه درافتاده‌اند و دستگاه را به وحشت انداخته‌اند. می‌شود کار کرد! حضرت امام چون می‌دید حضرت آیت الله بروجردی حمایت نمی‌کنند رعایت ادب را می‌کرد و علنا حمایت نمی‌کردند. اصحاب حضرت امام نظرشان این بود که باید به نحوی از این گروه حمایت کرد.
ر. ک. به : نشریه حوزه شمار 44 - 43 یادواره آیت الله العظمی بروجردی - ص 230

------------------------------------------------------

*عذر تقصیر بابت تاخیر یک هفته ای....

احمدی نژاد -نیمه مرداد 84

سایت عصرایران -نیمه مرداد ۱۳۸۴؛ محمود احمدی‌نژاد که انتخابات سوم تیر را برده، به بهارستان می‌رود و سوگند یاد می‌کند «درحراست از مرزها و استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کشور از هیچ اقدامی دریغ نورزد» (اصل ۱۲۱ قانون اساسی).

درست یک خیابان آن سوتر در چهار راه استانبول تهران - بورس صراف‌های پایتخت - بازار ارز و سکه روال عادی خود را طی می‌کند: هر سکه بهار آزادی طرح جدیدحدود ۹۶۰۰۰ تومان است و تابلوها، قیمت هر دلار آمریکا را ۹۰۲ تومان نشان می‌دهند (متوسط قیمت‌ها در مرداد ۸۴ بر اساس اعلام بانک مرکزی).

در آن روز قیمت هر اونس طلا در بازارهای جهانی هم چیزی بود در حدود ۴۳۶ دلار.

اینک ۶٫۵ سال از آن روز می‌گذرد و احمدی‌نژاد دومین دوره ریاست جمهوری‌اش را تجربه می‌کند. بازار سکه و ارز در تلاطمی تاریخی است؛ همان سکه ۹۶۰۰۰ تومانی به بالای یک میلیون تومان رسیده و دلاری که یک تومان و ۵ تومان و ۱۰ تومان بالا و پایین می‌رفت ۵۰ تومان و ۱۰۰ تومان و ۲۰۰ تومان می‌جهد و به بالای ۲۲۰۰ تومان رسیده است.

در این میان البته قیمت جهانی طلا هم ساکن و ساکت نبوده و به ۱۶۷۰ دلار در هر اونس رسیده است و این افزایش جهانی بهای طلا، همواره سنگری بوده که مسئولان پشت آن پنهان شوند و افزایش قیمت را به بهای جهانی نسبت دهند و یا در خوش‌بینانه‌ترین حالت، سراغ «حباب» بروند و با ذکر این که در بازار حباب داریم، وجدان‌شان را راحت کنند!

اما مقایسه قیمت‌ها در ماه به قدرت رسیدن احمدی‌‌نژاد و ماه جاری نشان می‌دهد که قیمت سکه در ایران بسیار بیش از افزایش جهانی طلا صعود کرده است.

قیمت جهانی طلا در ۶٫۵ سال گذشته حدود ۳٫۸ (سه و هشت دهم) برابر شده است ولی قیمت سکه بهار آزادی که -به همراه دلار- نشان دهنده نبض بازار هست بیش از ۱۰ برابر بالا رفته است.

دراین میان دلار هم حدود ۲٫۵ برابر بالا رفته است و این در حالی است که ارزش برابری بسیاری از ارزها در برابر دلار در این مدت ثابت بوده و این پول ملی ایران بوده که چنین بی‌ارج شده است؛ آنقدر که حتی در برابر لیر ترکیه نیز در همین یک سال اخیر حدود نیمی از ارزش خود را از دست داده است!

در واقع قیمت دلار در این چند سال ببش از کل تاریخ ورودش به ایران افزایش داشته است (از روز اول ورود به کشور تا مرداد ۸۴، حدود ۹۰۰ تومان بالا رفته و در این چند سال بیش از ۱۰۰۰ تومان!).

نکته قابل‌توجه این که بخش قابل‌توجهی از این ماجرای غم‌انگیز اقتصادی در کمتر از یک ماه اخیر رخ داده و با اصرار رئیس‌جمهور بر ادامه سیاست‌های کنونی بانکی درخصوص نرخ سود بانکی، وخیم‌تر نیز شده است.

در این بحبوحه، قیمت کالا و خدمات مورد نیاز مردم نیز دستخوش افزایش‌های بی‌رویه شده و اتفاق موهنی هم که رخ داده این است که بسیاری از فروشندگان کالاهای ارزبر، قیمت اجناس خود را نه به واحد پول ملی یعنی ریال، که به دلار آمریکا به مشتریان قیمت می‌دهند زیرا هیچ حاشیه امنی برای سرمایه خود در روزها و حتی ساعات آتی متصور نیستند.

اگر مسؤولان در هر بار مواجهه با افزایش بی‌رویه قیمت‌های ارز و سکه از حباب سخن می‌گویند، هر چند اراده آن‌ها از این ادبیات حبابی معطوف به فرار از مسئولیت است اما سخن ایشان در واقع اعترافی تلخ و زننده است مبنی بر این که آنقدر بی‌تدبیر بوده‌اند که نتوانسته‌اند از به وجود آمدن حباب جلوگیری کنند و آنقدر هم ضعیف هستند که از عهده حباب هم بر نمی‌آیند...

درد دل...

در شرایطی که کشور در مواجهه با توطئه‌های فراوانی برای زمینگر شدن اقتصادی است. بی‌برنامه بودن و مدیریت شعاری برخی دولتمردان تحول تازه‌ای را در بازار سکه و ارز رقم زد که بی‌شک بیش از آنکه دلیل اقتصادی داشته باشد دلیل مدیریتی و راه حل‌های شعارگونه را می‌توان دلیل رخ عیان کردن آن دانست.

وضعیت آشفته و ملتهبی را که اکنون در بازار ارز و سکه پدید آمده است را باید در نوع مدیریتی جستجو کرد که می‌کوشد همه چیز را با ارائه چند جمله شعاری و راه حل‌های مقطعی توجیه یا چاره کند و آخر الامر هم مصائب را به گردن رقبای سیاسی یا توطئه چینی بیفکند.
اکنون بازار ارز در شرایط به سر می‌برد که اختلاف میان نرخ ارز رسمی و بازار که تا سال گذشته رقم چندان چشمگیری نبود اکنون به بیش از ۵۰۰ تومان رسیده است و با کاهش ارزش پول ملی رقم بی‌سابقه ۲۰۰۰ تومانی را برای مبادله هر دلار در بازار شاهد باشیم.

بی‌شک این امر را نه می‌توان به گردن تحریم‌ها انداخت و نه با طرح ادعاهایی موهوم و دشمن پسند از شعب ابی طالب سخن گفت تا شرایط برای توجیه سوء مدیریت فراهم شود. به طور مشخص پس از اظهارات معاون اقتصادی معاون اول رییس جمهور که اساسا مشخص نیست با چه نهاد بالادستی‌ای درباره آن مشورت شده بود و فرا‌تر از آن از چه جایگاهی در زمینه سیاست‌های پولی و مالی کشور این اظهارنظر صورت گرفت، نرخ سکه و دلار افزایش بی‌سابقه‌ای یافت و در کمتر از یک هفته قیمت سکه ۲۵۰ هزار تومان و قیمت دلار ۳۰۰ تومان افزایش یافت.

این نوع مدیریت شعار گونه تاکنون دستاوردی جز تضعیف اقتصاد ملی نداشته است و در کمتر از ۳۰ روز بیش از ۳۰ درصد از ارزش پول ملی ایران کاسته شده است. به طور مشخص دلیل این امر حتی برای کسانی که از علم اقتصاد سررشته‌ای ندارند واضح است و عجیب آن است که برای مدیران اقتصادی ما هنور مکشوف نشده است. واضح است که یرمایه‌های سرگردان در جامعه به علت رکود تولید وار د بخش دلالی و بازار سکه و ارز شده‌اند و تنها عاملی که می‌تواند از این امر جلوگیری کند در ۲ امر نهفته است؛

۱- رونق تولید

۲- بالا بردن نرخ سود بانکی و انتشار اوراق مشارکت

دولت به طور مشخص در این زمینه هیچ تحرک قابل ذکری را از خود نشان نمی‌دهد و سیاست غلط در طرح هدفمندسازی یارانه‌ها که تمام درآمد حاصل از این طرح را به یارانه نقدی اختصاص داد و سهم تولید و پروژه‌های عمرانی را هیچ انگاشت را ادامه می‌دهد و در کنار این امر روزبه روز شاهد اتخاذ سیاست‌های مقطعی و شعار گونه و لفاظی‌های پرطمطراق در خصوص سر وسامان دادن به بازار هستیم. این امر باعث شده است که برخی از تحلیلگران به این نتیجه برسند که دولت با اتخاذ سیاست‌هایی عامدانه می‌کوشد بازار دلالی و سفته بازی را رونق دهد تا درآمد بیشتری برای رفع کسری‌های خود در مقولات دیگر را فراهم کند.

به گزارش فردا،فارغ از این گمانه زنی‌ها درست یا نادرست اکنون در شرایطی به سر می‌بریم که تنها دلیل آن سوءمدیریت و عدم شناخت بازار و عوامل موثر بر ان است. با این وصف راهکار ساده‌ای که پیش مدیرانی که توان تشخیص بدیهیات اقتصادی را ندارند و در عوض با طرح مسائلی مانند «شعب ابی طالب» اذهان عمومی را ملتهب می‌کنند و با ارائه اخبار غلط بازار را مشوش می‌کنند «استعفا» و سپردن میدان به افراد کاردان و اقتصاد‌شناس است. آیا جز این امر می‌توان راه دیگری را متصور شد؟

به اتهام جاسوسی...

احکام دو تن از بازداشت شدگان منسوب به جریان انحرافی که به اتهام جاسوسی، اختلاس، ارتشا، تحصیل مال نامشروع و ارتباط نامشروع بازداشت شده بودند اخیرا" ابلاغ شده است. 

به گزارش فارس، دادگاه دو تن از منسوبین جریان انحرافی که سابق بر این در یکی از سازمان های تحت سلطه این جریان مسئولیت داشته اند ، در آبان ماه جاری برگزار گردیده که اخیرا" حکم قضایی آنان ابلاغ شده است. 

یکی از این افراد که مسئول تشریفات سازمان مذکور بوده در چهار اتهام محکوم شده است. اتهام اول، جاسوسی برای سرویس های آمریکا، انگلیس و ایتالیا که در این باره به 5 سال حبس محکوم شده است.
 
اتهام دوم، اختلاس توام با جعل که در این زمینه به 5 سال حبس، انفصال دائم از خدمات دولتی، رد مال مورد اختلاس و پرداخت 26 هزار یورو جزای نقدی محکوم شده است.
 
اتهام سوم، تحصیل مال نامشروع است که در این خصوص به پرداخت دو برابر مال تحصیل شده (8 هزار دلار و 60 میلیون ریال) و رد اصل مال (4 هزار دلار و 30 میلیون ریال) محکوم شده است.
 
اتهام چهارم این فرد رابطه نامشروع بوده که با اثبات آن به 99 ضربه شلاق محکوم شده است. 

بنا براین گزارش، فرد دیگر منسوب به جریان انحرافی که ذیحساب سازمان مذکور بوده در زمینه 3 اتهام محکوم شده است. 

اتهام اول، اختلاس که بابت آن به تحمل 4 سال حبس و انفصال دائم از خدمات دولتی و رد مال مورد اختلاس (مبلغ 92 میلیون و 200 هزار ریال) و پرداخت جزای نقدی معادل 2 برابر مال مورد اختلاس محکوم شده است. 

اتهام دوم وی اخذ رشوه است که بابت آن به تحمل 4 سال حبس، 74 ضربه شلاق و پرداخت 70 میلیون جزای نقدی محکوم شده است. 

اتهام سوم، رابطه نامشروع بوده که بابت آن پس از اثبات به 99 ضربه شلاق محکوم شده است. 

گفتنی است دادگاه عناصر منتسب به جریان انحرافی همچنان در حال برگزاری است.

تا زنده ایم رزمنده ایم...

إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَ‌بُّنَا اللَّـهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُ‌وا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ

 

کمپین همکاری دانشجویان با سازمان انرژی اتمی

http://dararezoyeshahadat.blogfa.com/

حرف های 3 سال پیش اصلاح ظلبان امروز از زبان نمایندگان ملت!...

درپی تشدید اوضاع بحرانی بازار ارز در کشور، احمد توکلی و الیاس نادران با ارائه نامه ای به علی لاریجانی از وی خواستند مجلس برای بررسی اوضاع نابسامان بازار ارز تشکیل جلسه فوق العاده بدهد.

به گزارش الف، متن نامه به شرح زیر است:

برادر ارجمند جناب آقاي دكتر علي لاريجاني
رئيس محترم مجلس شوراي اسلامي

سلام عليكم؛
وضعيت بازار ارز به عنوان يكي از ابزارهاي مهم سنجش شرايط اقتصادي كشور به مرحله‌اي بحراني رسيده است. افزايش بي سابقه نرخ ارز و از آن فاجعه‌بارتر نوسانات آن طي ماه‌هاي پاييز و به ويژه يكي دو هفته و روزهاي اخير تمامي دلسوزان انقلاب و ايران را كه علم و تجربه لازم براي آسيب‌شناسي وضع موجود را دارند به شدت نگران سرنوشت حال و آينده اقتصاد ملي كرده است. اكثر اقتصاددانان كشور كه سال‌هاست از سياست‌هاي ضد و نقيض، مديريت ضعيف و بعضاً مساله‌دار اقتصادي و اتلاف منابع به دست دولت انتقاد كرده‌اند، تعجبي نمي‌كنند، گرچه به شدت متاسف‌اند. 

در شرايطي كه: 

۱) به دليل سرازير كردن غير قانوني يارانه‌هاي نقدي به بازار نقدينگي افزايش مي‌يابد، 

۲) توليد كشور، به ويژه صنعت در اثر افزايش هزينه انرژي و نقض قانون در حمايت از توليد در ركود بي‌سابقه‌اي قرار دارد، 

۳) تحريم‌هاي مالي دشمنان ملت ايران گردش پول را در واردات كـُند و پرهزينه كرده است، 

۴) حوزه‌هاي ديگر فعاليت اقتصادي و گردش سرمايه با مشكلات جدي روبروست، 

۵) مديريت ضعيف و مساله دار اقتصادي هر روز مساله‌اي مطرح مي‌كند و مقابله با تحريم به كميته‌اي سپرده شده كه رئيس آن فردي فاقد ‌صلاحيت علمي و تجربي و داراي پرونده قضايي مالي است. 

۶) دولت با آمارهاي خود ساخته همه چيز را بروفق مراد نشان مي‌دهد و به جاي پرداختن به مسائل اساسي كشور به فعاليت‌هاي انتخاباتي ناسالم مي‌پردازد، در چنين وضعيتي نااطميناني و ريسك در اقتصاد افزايش مي‌يابد و پول‌هاي سرگردان براي حفظ ارزش و سود‌جويي متوجه بازار ارز مي‌شود و چنين بحراني را رقم مي‌زند.

اين اتفاقات نتيجه طبيعي سوء سياست و سوء مديريت دولت و فشارهاي خارجي است كه تعجب ندارد، تعجب‌آور عدم تحرك كافي مجلس كه نماينده مردم است و بايد از حقوق آنان در برابر اين وضعيت بحراني دفاع كند تعجب‌برانگيز است. امروز كه قيمت ارز بصورت ساعتي دچار نوسان و فزايندگي است، ضروري است مجلس براساس ماده ۱۰۴ قانون آيين‌نامه داخلي جلسه فوق‌العاده تشكيل دهد و موضوع وفق ماده ۱۰۳ در جلسه رسمي غيرعلني بررسي و براي نجات اقتصاد ملي تصميم موثر و قاطعي بگيرد. پيشنهاد ما تشكيل جلسه در ۱۴ يا ۱۵ دي ماه است.

آقای رئیس حمهور,بیکاری ...!!!

بیش از ۲سال از دوران حیات دولت دهم می‌گذرد و هر روز بر تعداد وعده‌های عملی نشده دولتی‌ها افزوده می‌شود. مهم‌ترین وعده دولت اما ریشه کن کردن بیکاری و وعده ایجاد ۲. ۵ میلیون شغل بود که نه تنها محقق نشد بلکه بررسی گزارش نرخ بیکاری چهار فصل ۸۹ مرکز آمار ایران نشان می‌دهد که در فصل بهار و تابستان نرخ بیکاری ثابت و با اندکی کاهش در پاییز، در زمستان دوباره صعودی شده است.

اما نکته مهم اینجاست، هر چند روز یک‌بار یکی از مدیران اقتصادی دولت از عزم مسوولان اقتصادی برای برطرف کردن بیکاری سخن می‌گوید و و وزن منابع و سپرده‌های بانکی را نیز برای این منظور بسیار پر بار اعلام می‌کند. 

آخرین وعده محمود احمدی‌نژاد اما در جمع مردم ایلام مطرح شد. رئیس دولت دهم در جمع مردم ایلام با اشاره به حجم بالای سپرده‌های بانکی کشور گفت: «با حجم موجود سپرده‌های بانکی برای ایجاد ۵/۲ میلیون شغل به هیچ‌وجه کمبود منابع نخواهیم داشت.» ولی با این وجود به نظر می‌رسد مسوولان دولتی در مورد مسائل اقتصادی تنها در کلام با قاطعیت برخورد می‌کنند و در عمل خبری نیست که نیست.

در هر حال، نرخ بیکاری در بهار ۸۹ معادل ۱۳/۵ درصد، تابستان ۸۹ معادل ۱۳/۶ درصد، پاییز ۱۲/۱ و زمستان هم ۱۴/۶ درصد بوده است که با توجه به اظهارات قاطع دولتی‌ها درباره ایجاد شغل، بالا رفتن این آمار در زمستان ۸۹ عجیب به نظر می‌رسد!

نرخ بیکاری اما در کل سال گذشته هم ۱۳/۵ درصد اعلام شده است. این نرخ در بهار سال جاری طبق اعلام مرکز آمار به ۱۲/۳ درصد و در تابستان نیز به ۱۱/۱ درصد رسیده است. با این حال صرفا در سال گذشته اعلام شد که هر یک از استان‌ها توانسته‌اند تعهدات خود را در زمینه اشتغال زایی محقق کنند اما اینکه مشاغل ایجاد شده از چه کیفیتی برخوردار بوده و چند درصد از آن‌ها فصلی و مقطعی و چه میزان آن با امنیت و ماهیت دائمی است آماری ارائه نشد و یا دست کم منتشر نشده است.

بررسی نرخ بیکاری سال ۸۸ نیز نشان می‌دهد که وضعیت بیکاری در این سال معادل ۱۱/۹ درصد و بیشتر از ۱۰/۴ درصد سال ۸۷ بوده است و در این سال وضعیت بیکاری در ۲۱ استان نسبت به ۸۷ بد‌تر شده است. این موضوع از آنجا اهمیت دارد که همین روند با وجود ادعای ایجاد فرصتهای شغلی در سال ۸۹ به میزان ۱/۶ میلیون نفر ادامه داشته و نرخ بیکاری سال ۸۹ به ۱۳/۵درصد و ۱/۶ درصد بیشتر از سال ۸۸ است.

بی‌تردید، آمارهای ضد و نقیض دولت درباره ریشه کن کردن بیکاری و ایجاد دو نیم میلیون شغل در طول فعالیت دولت دهم چیزی را عوض نکرده است و جوانان و به خصوص قشر تحصیل کرده، همچنان زیر فشارهای ناشی از بیکاری و فقر، دست و پا می‌زنند وباید پرسید آیا با این روند قرار است فقر در کشور ریشه کن شود؟!

از سوی دیگر کار‌شناسان اقتصادی می‌گویند اشتغال را باید با تولید و صنعت سنجید. بررسی وضعیت تولید در کشور نشان می‌دهد، اوضاع برای تولید و صنعت چندان مطلوب نیست و علاوه بر واردات بی‌رویه، تولید کشور به دلیل عدم پرداخت یارانه‌ها با مشکلات عدیده‌ای مواجه است تا جایی که جز ایجاد شغل‌های مقطعی راهی برای افزایش شاغلین نیست. 

به نقل ازسایت شفاف افزایش تعداد ورودی‌ها به بازار کار نیزعاملی است که دولتی‌ها می‌گویند باعث افزایش آمار بیکاری است اما این مساله نیز نمی‌تواند افزایش بیکاری را توجیه کند چرا که در سال‌های گذشته همواره میزان ورودی‌های به بازار کار در هر سال به میزان یک میلیون و ۲۰۰هزار نفر اعلام شده است.

باید منتظر ماند و دید آیا وعده‌های دولت دهمی‌ها درباره اشتغال به واقعیت تبدیل خواهد شد یا همواره فاصله طولانی بین حرف تا عمل حفظ خواهد شد؟!

ای کاش بسیجی نبودیم....

در ایام فتنه پس از انتخابات دائما در مورد حقوق زندانیان و ضرورت دلجویی از آنان و خانوادشان و جبران اموال آسیب دیده از اغتشاشگران میشنیدیم. اما کدام یک از بزرگان نظام از هاشمی رفسنجانی گرفته تا لاریجانی واحمدی نژاد در خصوص ضرورت دلجویی از بسیجیان صحبت کردند؟

به راستی جرم بسیجیان چیست که از ضد انقلاب گرفته تا مدعیان انقلاب همگی علیه آنان سخن میگویند ؟چرا میر حسین موسوی در تبلیغات خود در ارومیه با اشاره به جمع بسیجیان  اعلام میکند که متاسفانه ریشه برخی مشکلات کشور را داریم مشاهده میکنیم؟به راستی در جریان اغتشاشات چه کسانی بیشترین آسیب را دیدند و بیشترین دلجویی از چه کسانی به عمل آمد؟

باید به صورت چند بسیجی اسید می پاشیدند تا صدای وا اسلامای برخی درآید؟باید چند نفر از بسیجیان  به ضرب گلوله زخمی میشدند تابگویند علیه بسیج اسلحه کشیده اند؟باید رگ گردن چند بسیجی با تیغ موکت بری بریده میشد تا لازم شود از خانوادشان دلجویی شود؟ چند نفر بسیجی باید مظلومانه در حالی که گوشه خیابان منتظر تاکسی بودند در زیر چرخ های ماشین های مدل بالا له میشدند و اسمشان نه در ردیف شهدا بلکه در ردیف تصادفی ها و نفله ها می آمد تا دل نازک آقایان بسوزد؟من به چشم خودم دو نفر از دوستانم را دیدم که به جرم آنکه پیراهنشان روی شلوارشان است روبروی درب دانشگاه مورد حمله ماشین های سبز قرار گرفتند.

راستی مسئولان دلسوز نظام !تا به حال پرسیده اید چرا هفت بسیجی پایگاه مقداد با وجودآنکه مسلح بودند به کسی شلیک نکردند تا این که هر هفت نفر مظلومانه به دست مردم عادی و نه اغتشاشگران(!) به شهادت رسیدند؟میدانید با کوکتل مولوتوف به منزل چند نفر از حزب اللهی ها حمله کردند؟موتورهای سوخته جزء آمار خسارت هایی که باید پرداخت شود آورده اید؟ دختری که چادر از سرش کشیده شد را جز کسانی که باید از از آنان دلجویی شود می دانید؟هیچ می دانید قطعه بتون ۵۰ -۴۰ کیلویی اگر از طبقه چهارم ساختمان و بر سر بسیجی ای بیفتد، او حداکثر چند روز به حالت کما زنده می ماند؟دو –سه روز بیشتر زنده نماند…تا به حال سفیدی مغز سر دوستتان را بر روی آسفالت خیابان دیده اید؟ما دیده ایم!خیلی زیبا بود.چشم های پاکش را میگویم که هرگز به نامحرمی نگاه نکرده بود.

آقایان مسئول و اساتید ما:

شنیده اید که دختر چادری ای را در ورودی دانشگاخی برهنه کرده اند؟جا دارد که از شنیدن این خبر دق کنیم و بمیریم.البته به همت بسیجیان عواملش بازداشت شدند.راستی خواسته بودید بازداشتی ها آزاد شوند، بازداشت شده ها در حوالی دانشگاه ناموس شما آزاد خواهند شد.قبول؟!! از کدامشان دلجویی کنیم؟ از بازداشتی های مظلوم یا از آن دخترک معصوم؟در کدامین جبهه اید؟اگر دلتان با حق است چرا زبانتان برای کفر و نفاق می چرخد؟

میدانید چهره زیبا و نورانی برخی از بسیجیان تا همیشه عمرشان زشت و قرمز باقی خواه ماند؟چرا که بر رخسارشان اسید پاشیده اند.حال ازکدامشان دلجویی کنیم؟اصلا دلجویی به چه کار آن عزیزان می آید؟

زخم شمشیر را البته دارویی هست . اما زخم زبان را چه کنیم؟ « مرگ بر بسیجی» را شنیده اید ؟ « بسیجی برو خونتون شام نمیدن …» را چه؟ « مرگ بر دیکتاتور» را چطور؟

یا اینکه « یک میلیارد گم شده در جیب بسیجیان است» را شنیده اید؟ شوخی کردم ! این ها که زخم زبان نیست .

قبل از انتخابات جماعتی از سبز پوشان چشمشان به من افتاد و مرگ بر بسیجی گفتند، پوزخند نمکینی زدم و رفتم .از دخترانی که شب هنگام در وسط خیابان های تجریش و سعادت آباد روسری خود را برداشته بودند و شعار میدادند : «با موسوی، بی روسری» انتظاری جز شعار مرگ بر بسیجی نیست.اما آقایان خواص!آیا یک بار فقط یک بار از مسئولان امر خواستید که از بسیجیان دلجویی کنند؟البته « لا نرید منکم جزاء و لا شکورا» ما را نیازی به دلجویی شما نیست. نوشتم که شاید از جهل مرکب خارج شوید.نوشتم تا بدانید در گفتن و نگفتن هایتان چه چیزی خوابیده است. نمیدانم این همه علم ظاهری در تحلیل شرایط کمکتان نکرد؟ نمی دانم اخبارتان را از چند نفر فاسق گرفته اید؟«ان جا کم فاسق بنا فتبینوا»

و در آخر یک سوال ذهن مرا مشغول کرده و آن اینکه، اگر آن حجت ظاهر ظهور کند، کدام عالمان در مقابلش ایستادگی میکنند؟همان علمایی که بصیرت ندارند«الا و لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر والصبر»

آقایان علم ولایت با علم حمل نمیشود با بصیرت حمل میشود…

سید مرتضی آوینی چه زیبا گفت(به مضمون): جنگ ما در آینده با کفر نیست بلکه جنگ، جنگ اسلام ناب محمدی با اسلام آمریکایی خواهد بود…

مطالب بالا همگی درد هاییست  که شاید برای همیشه .مجبور باشیم بگذریم...

مقصران  همگی شاکی اند...

شاکیان همگی مقصر...

هرکس ازين پيام آنچه را که احتياج دارد درخواهد يافت!

گفته ای جانم به قربانت ولی نزدیک رای گیری چرا؟؟؟!!!!!!!...

نماینده خدابنده و دبیر کمیسیون اصل ۹۰ در صحن علنی مجلس گفت: مواضع احمدی‌نژاد تحریم‌ها را ۱۰ سال جلو انداخت.

سید فاضل موسوی در خصوص عملکرد دولت احمدی‌نژاد در شش سال و نیم گذشته، گفت: دولت احمدی‌نژاد در شش سال و نیم گذشته حدود هزار و چهارصد میلیارد دلار درآمد داشته است و امروز باید گزارش دهد که با این درآمد چه کرده است.

وی افزود: دولت امروز مانند
آیا می‌دانید کاغذ پاره‌خواندن تحریم‌هاو خس و خاشاک و بزغاله گفتن‌ها چه هزینه‌هایی برای کشور در بر داشت؟
یک حزب تمام عیار وارد فعالیت انتخاباتی شده است و این به معنی تزریق سم مهلکی به کشور است و اگر آنچه دوستان در رسانه‌ها اعلام کردند صحت داشته باشد باید فاتحه مجلس مفید و با ارزش را خواند.

دبیرکمیسیون اصل ۹۰ درخصوص مواضع احمدی‌نژاد در مورد مسائل بین المللی، گفت: آقای احمدی‌نژاد شما علاوه بر پاسخ‌گویی درخصوص منابع مالی خود به مجلس و پیشگاه ملت باید در زمینه مواضع خود نیز پاس‌خگو باشید، چرا که مسئله هلوکاست مسئله‌ای فراموش‌شده بود اما مواضع شما ۱۰ سال تحریم‌های موجود علیه کشورمان را جلو انداخت.

نماینده خدابنده خطاب احمدی‌نژاد ادامه داد: آیا می‌دانید کاغذ پاره‌خواندن تحریم‌هاو خس و خاشاک و بزغاله‌گفتن‌ها چه هزینه‌هایی برای کشور در بر داشته است؟

سیدفاضل موسوی در ادامه سخنرانی خود در صحن علنی مجلس با اشاره به درگیری روز گذشته
جمله زشتی را که روز گذشته در مجلس شنیدیم رضاخان برخاسته از‌‌ همان محیط قبیله به مجلس گفت، اما همین رضاخان طویله‌ای سه دوره مدرس را تحمل کرد.
رئیس سازمان هدفمندی یارانه‌ها با یکی از نمایندگان مجلس گفت: جمله زشتی را که روز گذشته در مجلس شنیدیم رضاخان برخاسته از‌‌ همان محیط قبیله به مجلس گفت، اما همین رضاخان طویله‌ای سه دوره مدرس را تحمل کرد.

نماینده مجلس هشتم همچنین خطاب به قوه قضائیه گفت: آیا قوه قضائیه نباید در مورد حصر‌ها چاره‌ای بیندیشد و در این زمینه با حکم قانونی عمل کند و مراحل تفهیم اتهام را رعایت کند؟

وی افزود: این روز‌ها مردم منتظر رای شما در مورد فساد مالی هستند که رای قاطعی صادر شود.

دبیر کمیسیون اصل ۹۰ با طرح این سوال که آیا ما به دین اسلام و دیدگاه‌های رهبری و امام تقید داریم، ادامه داد: اگر این تقید را داریم باید زمینه حضور همه جریان‌های سیاسی را در کشور مهیا کنیم و اگر این زمینه هست چرا محقق نمی‌شود؟

وی تاکید کرد: اگر شرایط عادی و عادلانه در کشور ایجاد شود ۶۵ تا ۷۰ درصد رای کشور به جریانی غیر از جریان حاکم در کشور خواهد بود.

سیدفاضل موسوی در ادامه سخنان خود در خصوص عملکرد مجلس گفت: آنچه امروز در کشور
اگر شرایط عادی و عادلانه در کشور ایجاد شود ۶۵ تا ۷۰ درصد رای کشور به جریانی غیر از جریان حاکم در کشور خواهد بود.
هست عملکرد ما است و باید از نمایندگان این سوال را پرسید که آیا از اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها راضی هستید و آیا از تاراج منابع عظیم ایران از سوی کشورهای همسایه خبر دارید؟

موسوی تصریح کرد: آیا دولت برای هزار و ۱۴۰ میلیارد دلار از فروش گاز و نفتی که روزانه قطر از میادین مشترک استخراج کرده است فکری کرده است؟ و آیا دولت نمی‌توانست با سرازیر کردن این ثروت رویایی به کشور راهکاری را برای مبارزه با بیکاری و همچنین رشد منفی اقتصاد کشور بیاندیشد؟

گفتنی است پس از پایان نطق سید فاضل موسوی درحالی که تعدادی از نمایندگان شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه سر می‌دادند، تعدادی دیگر از نمایندگان نیز با فریاد «احسنت» از سخنرانی نماینده خدابنده ابراز رضایت کردند.

شایان ذکر است محمود احمدی بیغش نماینده شازند و از حامیان دولت با نزدیک شدن به سیدفاضل موسوی قصد ایجاد تنش داشت که با حضور نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس این اتفاق رخ نداد.

باز هم نامه ای فاقد ارزش حقوقی از زبان ""وکلای!!!! ملت""!!.......

جمعی از نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس معتقدند که گزارش امروز کمیسیون اصل نود به یک تحلیل محفلی از حوادث و مسائل پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ شباهت داشت.

سایت خبرآنلاین در این‌باره نوشت: ۲۰ نماینده مجلس که عضو فراکسیون اقلیت هستند در نامه‌ای به علی لاریجانی، گزارش کمیسیون اصل نود از فتنه ۸۸ که امروز در صحن علنی مجلس قرائت شد را فاقد هرگونه اعتبار حقوقی و مبانی استدلالی خواندند.
متن نامه به این شرح است:

در جلسه روز چهارشنبه هفتم دی ماه مجلس شورای اسلامی گزارشی از سوی کمیسیون اصل نود قانون اساسی در خصوص تحلیل حوادث و پیامدهای بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۸ قرائت شد که صرف نظر از محتوای گزارش که فاقد هرگونه اعتبار حقوقی و مبانی استدلالی بوده و اساساً ارزش اظهار نظر ندارند، به دلایل زیر در مغابرت با قانون اساسی و آئین نامه داخلی مجلس شورای اسلامی می‌باشد: 

۱- به موجب اصل نود قانون اساسی «هرکس شکایتی از طرز کار مجلس یا قوه قضائیه یا قوه مجریه داشته باشد، می‌تواند شکایت خود را کتباً به مجلس شورای اسلامی عرضه کند. مجلس موظف است به این شکایات رسیدگی کند و پاسخ کافی دهد و در مواردی که شکایت به قوه مجریه یا قوه قضائیه مربوط است رسیدگی و پاسخ کافی از آنها بخواهد و در مدت متناسب نتیجه را اعلام نماید و در موردی که مربوط به عموم باشد، به اطلاع عامه برساند» آنچه به عنوان گزارش کمیسیون اصل نود در صحن مجلس قرائت شد و بیشتر به یک تحلیل محفلی از حوادث و مسائل پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ شباهت داشت هیچ ربطی به شکایت از طرز کار قوای سه‌گانه نداشته و اساساً خارج از وظایف کمیسیون اصل نود بوده و پرداختن کمیسیون اصل نود به موضوع خلاف قانون اساسی بود. 

۲- با توجه به ماده واحده «قانون نحوه گزارش کمیسیون اصل ۹۰ قانون اساسی مصوب ۳/۹/۱۳۶۶» که مقرر می‌دارد «گزارش‌های کمیسیون اصل ۹۰ پس از ارائه به هیات رئیسه بدون رعایت نوبت در دستور کار مجلس قرار می‌گیرد و در اولین جلسه علنی قرائت می‌گردد» قرائت گزارش مذکور که در دستور جلسه هفتگی مجلس قرار نداشت خلاف آئین‌نامه داخلی مجلس و قانون مذکور می‌باشد. 

۳- با توجه به اینکه هیات رئیسه موظف است کلیه گزارش‌هایی که در جلسات علنی مجلس مطرح می‌گردد را قبل از ارائه و قرائت در صحن مجلس چاپ و در اختیار نمایندگان قرار دهد، عدم چاپ و توزیع گزارش مزبور بر خلاف آئین‌نامه داخلی تضییع حقوق نمایندگان مردم می‌باشد. لذا با توجه به موارد فوق، تغییر دستور جلسه و منظور نمودن ارائه گزارش یاد شده در دستور کار روز چهارشنبه ۷/۱۰/۹۰ مجلس، قرائت آن بدون چاپ و توزیع گزارش و خارج از نوبت و اصل پرداختن کمیسیون اصل نود به این موضوع خلاف قانون اساسی و قوانین مربوط بوده و از آنجا که این رویه موجب وهن مجلس می‌باشد، درخواست رسیدگی قانونی در این مورد داریم. لطفاً نتیجه امر را اعلام فرمائید.

بازخوانی یک واقعه...

شواهد و قرائن حکایت از آن دارد که خبر منتشره از سوی خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران(ایران) وابسته به دولت،که در آن مدعی شده بود آقای جورج سوروس ـ که در ایران به تئوریسین انقلاب های مخملی معروف شده است ـ در سالن اجتماعات هتل ترومپ (Trump International Hotel) در شهر نیویورک!!!در جمع مدیران و فعالان تعدادی از سازمان های غیردولتی از دیدار خود با آقای خاتمی در سال 2006 سخن گفته است،غیر واقعی بوده و بیشتر به خبری تخیلی ساخته ذهن خبرنگار این خبرگزاری شباهت دراد.


خبرنگار "تابناک" در واشنگتن به محض انتشار وسیع این خبر توسط خبرگزاری دولت و چندین خبرگزاری دیگر با توجه به آثار تخریبی آن در ذهن عموم دوست داران نظام، سعی نمود که صحت و سقم این خبر را از هتل های آمریکا و همچنین متن کامل و تائید شده سخنرانی آقای جورج سوروس را به دست آورد.

اما بر پایه این گزارش،مشخص شد در عالم واقع هرچند مجموعه هتل های زنجیره ای با این نام در نیویورک وجود دارد اما با مشخصاتی که در خبر ایرنا ذکر شده است تنها  هتلی در مرکز شهر شیکاگو در ایالت "ایلینویز" آمریکا با 96 طبقه و ارتفاع 415 متری در کنار رودخانه شیکاگو با نمای دریاچه میشیگان که بعد از برج "ویلیز" دومین ساختمان بلندمرتبه آمریکا محسوب می گردد وجود دارد و وجود هتلی با این مشخصات در نیویورک واقعیت ندارد.

با وجود چنین ادله واضحی اما خبرنگار "تابناک" در واشنگتن برای اطمینان هرچه بیشتر از این موضوع با هتلهای یاد شده در نیویورک و همچنین با مدیر هتل "ترامپ" در شیگاگو یعنی آقای "فاستر" که هنوز کارهای ساختمانی بعضی از بخش های آن به اتمام نرسیده است تماس گرفت و در مورد جلسه شب یازدهم سپتامبر و سخنرانی آقای سوروس سئوالاتی را مطرح نمود که مدیر هتل از وجود چنین جلسه ای کاملا اظهار بی اطلاعی نموده و منکر برگزاری جلسه ای با شرکت آقای جورج سوروس در این محل شده است.

در همین حال علاوه بر این جستجو ، جورج سوروس توسط رئیس دفتر خود "امی -پی-ویل" هر گونه آشنایی با آقای خاتمی را انکار کرده و همچنین هرگونه سخنرانی درباره آقای خاتمی و همچنین در هتل پرمت را رد کرده است. که متن این استعلام به شرح زیر منعکس می گردد ؛

Thanks for your note. Mr. Soros does not know former Iranian president"
Mohammad Khatami, has had no contact with him, and did not give a
speech."

اما با وجود این شواهد برای اطمینان بیشتر، خبرنگار"تابناک" در واشنگتن، با آقای "جی آستین" مدیر ارتباط عمومی و رسانه ای ساختمان شماره 545 خیابان پنجم نیویورک ـ یعنی پرومت اینترنشنال هتل ـ  نیز تماس گرفته و درستی این واقعه را جویا شده است،که ایشان انجام هرگونه مراسم بمناسبت سالگرد 11 سپتامبر توسط آقای سوروس چه روز و چه شب در چهار سالن کنفرانس و متینگ هتل "ترومپ اینترنشنال" نیویورک را کذب و بی اساس خوانده است و اعلام نمود که هیچگونه نشستی در روز 11 سپتامبر در این هتل انجام نشده است.ا ین موضوع به قدری روشتن است که هر شهروند دیگری نیز با مراجعه حضوری و یا تماس تلفنی می تواند نادرستی آن را کشف کند.

این گزارش می افزاید، برای پیدا کردن ردپای ارتباط آقای "جورج سوروس" در این ماجرا، و در تماس با آقای "دونالد ترامپ" ـ که به اصطلاح ایرانی ها بساز بفروش است ـ تنها این نتیجه به دست آمد که، قرار بوده در سال 2004 مبلغ 160 میلیون دلار از سوی آقای "جورج سوروس" میلیاردر آمریکایی بابت سرمایه گذاری برای ساخت این هتل که طرح آن از سال 2001 ریخته شده است انجام پذیرد، اما نهایتا این توافق به انجام نرسید و هتل "ترامپ" با سرمایه گذاری یکی از صندوق های بازنشستگی تکمیل گردید،که خود این موضوع نیز نشان گر آن است که صاحب این هتل حتی رابطه کاری نیز با آقای "سورس" ندارد که احیانا خواسته باشد به تکذیب این موضوع اقدام نماید.

نکته جالب توجه دیگر استناد خبرگزاری دولت به سخنان شخصی است که آن را صهیونیست نامیده و بر اساس ادعای بدون سند وی اقدام به ایجاد موجی رسانه ای با اصالت قائل شدن برای این خبر کرده است،اما توجه به موضع گیری صهیونیست ها و اعتراض آنها در تابستان سال 85 ـ 2005 میلادی ـ به دولت آمریکا برای صدور روادید آقای خاتمی نشان مشخص است  که صهیونیست ها اصولا یکی از موضع گیری های بسیار تند خود را در قبال سفر یکی از مقامات ایرانی به آمریکا در همین برهه اتخاذ کرده اند،هرچند تلاش ما برای دستیابی به آرشیو خبرگزاری رسمی دولت(ایرنا) برای اثبات این موضوع به دلیل محدود بودن آرشیو خبرگزاری رسمی دولت از تاریخ قبل از سال 86 بی نتیجه ماند اما با جستجو در خبرگزاری فارس درستی این موضوع اثبات شد.لینک خبر یاد شده در فارس هم اکنون به این آدرس :"http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8506080090" موجود است.و تصیر آن نیز در متن خبر درج شده است.



با توجه به شواهد بیان شده به نظر می رسد خبرگزاری رسمی دولت جمهوری اسلامی ایران، باید در راستای حفظ شان و جایگاه خود به عنوان منبع رسمی اخبار دولت در ایران، از انتشار اخبار بی اساس و ساختگی پرهیز نماید زیرا این رویه در سطح داخلی و بین المللی سبب نوعی بی اعتمادی و تخریب چهره این نهاد راهبردی و حتی دولت خواهد شد موضوعی که با توجه به بودجه هنگفت این نهاد نه تنها توجیهی ندارد بلکه باعث تاسف است.

البته به نظر می رسد با توجه به تاکید رهبر انقلاب مبنی بر اثبات نشدن ارتباط چهره های معترض در حوادث اخیر با خارج از کشور، تلاش های رسانه رسمی و یا نزدیک به دولت برای یافتن این ارتباط به هر قیمتی، ولو از دست دادن وجهه خود، به دنبال انتشار اخبار نادرست کمی تامل برانگیز باشد.به هر حال حتی در صورت احتمال ارتباط برخی جریان های داخلی با چنین اشخاصی،استفاده از این روش ها برای اثبات آن تنها به نارضایتی بیشتر مردم بدل خواهد شد.

بنا بر این انتظار می رود در شرایطی که رهبری انقلاب گروه های مختلف را به پرهیز از دروغ و تهمت دعوت کرده اند رسانه های مانند خبرگزاری جمهوری اسلامی ، فارس و روزنامه کیهان که با هزینه بیت المال امورات خود را می گذرانند و همچنین سایت های دولتی دیگر از انتشار خبرهای بدون منبع و پایه محکم که اسباب ترویج فضای دروغ و تهمت را در جامعه فراهم ساخته و به تخریب شخصیت ها و سرمایه های نظام منجر می شود دوری کنند

بزرگداشت آیت الله العطمی منتطری(رحمه الله)...

با گذشت دو سال از ارتحال آیت الله العظمی منتظری و ممانعت ماموران امنیتی از برگزاری مراسم یادبود آن مرجع تقلید، جمعه شب گذشته مراسم بزرگداشت و معرفی اندیشه آن فقیه عالیقدر به همت انجمن قرآنی شهید منتظری با حضور گسترده مردم، شخصیت ها برگزار شد.

 آیت الله بیات زنجانی از مراجع تقلید قم در این مراسم که جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی، علما و روحانیون نیز حضور داشتند، ضمن توصیف و تحلیل مکاتب و مراحل فقه در تاریخ اسلام اظهار داشت: معنای فقه به تدریج محدودتر شده است و عملی که در لغت به معنی مطلق فهم عمیق بود به فهم همه جانبه دین و سپس فهم شریعت و بعد فن استخراج احکام تغییر معنا داد.

وی با این مقدمه، آیت الله منتظری را فقیه به معنای جامع کلمه دانست که با تسلط بر فلسفه و کلام و داشتن آراء اصولی خاص خود به مرتبه ای از فقاهت رسید که او را باید با شیخ مفید و شیخ طوسی و علامه حلی همانند و هم طراز دانست.

این مرجع تقلید در ادامه تصریح کرد: آیت الله منتظری به فقه مقارن و فقه کلامی احاطه داشت و با ممارست با متون دیگر مذاهب اسلامی با اشراف کم نظیری مسائل را از دیدگاههای گوناگون موشکافی می کرد.

براساس این گزارش، در ادامه این مراسم اعظم طالقانی نیز طی سخنانی با یادآوری خاطرات دوران زندان مشترک آیت الله منتظری با پدرش با تمسک به آیه ۳۰ سوره فصلت، آیت الله منتظری را از کسانی دانست که بعد از اقرار به توحید و ربوبیت االله بر ایمان خود استقامت ورزیده اند و همه توفیقات او را نتیجه نگاه توحیدی او دانست.

خانم طالقانی، در ادامه جامعه را به حرکت جدی تر در جهت ادامه راه حق طلبانه توحیدی دعوت کرد و حمایت از رنج کشیدگان و آسیب دیدگان و شهدا را وظیفه همگان دانست.

او هم چنین ازعموم اندیشمندان به ویژه روحانیون خواست برای پاسخگویی به نیازهای امروز جامعه و سوالات نسل جوان تلاش بیشتری انجام دهند تا در مقابل دین گریزی این نسل که محصول عملکرد بد قدرتمندان به نام دین است، بایستند.

در این مراسم که با تلاوت قرآن، نمایش کلیپ و شعر خوانی همراه بود، حجت الاسلام محمودصلواتی از مبارزان قبل از انقلاب و شاگردان ارشد آیت الله منتظری در سخنانی ضمن تشریح مقاومت شکوهمند فقیه عالیقدر در دوران ستمشاهی و شکنجه ها و آوارگی های دوران مبارزه به روحیه قوی و فکر منسجم آن فقیه فقید در رهبری مبارزه در درون کشور اشاره کرد و نقشی که آن مرحوم در حمایت از امام خمینی(ره) ایفا کرد را مورد یادآوری قرار داد.

عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم هم چنین به بی اعتنایی آیت الله منتظری به مقام، موقعیت، قدرت دنیوی و نگاه وظیفه محور به مسائل اشاره کرد و گفت: در حالیکه بسیاری برای نیل به موقعیت و مقام دنیوی حاضرند به هر عمل نابجایی دست بزنند یا هر گونه ناحقی را پذیرا شوند آن مجاهد نستوه از همه آنچه داشت گذشت تا از حق پاسداری و به وظیفه انسانی خود عمل کند.

لازم به ذکر است، در این مراسم با توجه به استقبال با شکوه دوستداران آن فقیه عالیقدر و سختی برخی از حاضران به دلیل تراکم جمعیت و کمبود جا، در طول بیش از سه ساعت برپایی مراسم، حضوری پرشور و امید بخش را رقم زدند.

وای به حال ...

نماینده اصلاح طلب مجلس هشتم شورای اسلامی با انتقاد از شرایط موجود کشور گفت: “حدود ۳۰ سال از انقلاب می‌گذرد از شما می‌خواهم یک مسئول را معرفی کنید اعم از وزیر، رییس‌جمهور، استاندار و… که منحرف یا مفسد فی‌الارض معرفی نشده باشد. این نشان‌دهنده این است که یک‌جای کار ما می‌لنگد. باور کنید من آدم خوبی بودم و وارد سیستم حکومت شدم و الان اینکه می‌بینید شدم.”

مسعود پزشکیان، وزیر دولت محمد خاتمی همچنین گفت: “امروز کار ما به جایی رسیده آن چیزی که ارزش ندارد آبروی مسلمان است و مثل آب‌خوردن این‌ها برده می‌شود. اگر این مسلمانی است وای به حال مسلمانی.”

به گزارش ایلنا، مسعود پزشکیان روز دوشنبه پنجم دی ماه، طی مناظره‌ای سیاسی با احمد رهدار از شاگردان مصباح‌یزدی در محل تالار شیخ مفید دانشگاه قم، با اشاره به سخنان رهدار مبنی بر اینکه پزشکیان و دوستان اصلاح‌ط‌لب او راه خود را از راه امام جدا کرده‌اند، اظهارداشت: “حاج آقا دم از معنویت می‌زند در حالی که می‌گوید دیروز تازه از طریق اینترنت مرا شناخته امروز می‌گوید من یقین دارم که شما این‌جوری هستید. اگر این معنویت است که وای به حال معنویت. ”

پزشکیان در پاسخ به سوال یکی از حضار مبنی بر اینکه چرا دولت اصلاحات کار را به جایی کشاند که امروز بعد از گذشت ۶ سال از آن دولت هنوز نمی‌توان بی‌حجابی را حل کرد، گفت: آن چیزی که در خیابان‌هاست مجموعه کارهای ما مسئولین از چپ و راست است.

پزشکیان در پاسخ به سوال دانشجویی مبنی بر اینکه آیا نباید “موسوی و کروبی کنار گذاشته شوند و از آن‌ها به دلیل اینکه فتنه آفریدند اعلام برائت کنیم” گفت: “من یک دانشگاهی‌ام و نمی‌توانم با ادبیات شعاری صحبت کنم. اگر کسی جرمی کرده باید در دادگاه به جرم او رسیدگی کرد نه اینکه با شعار او را مفسد‌فی‌الارض معرفی کنیم.”

وی خاطرنشان ساخت: در سال‌های اولیه انقلاب آیت الله مشکینی برای من و دوستانم درس اخلاق گذاشته بود و می‌فرمود اگر کسی را به عنوان متهمی گرفتید حق ندارید حتی یک سیلی به او بزنید و می‌فرمود قانون کسی را که مجرم است باید به دادگاه برده و محاکمه قانونی انجام دهد و به همین دلیل بنده نمی‌توانم به‌یک‌باره کسی را مفسد فی‌الارض معرفی کنم.

وزیر بهداشت و درمان دولت اصلاحات یادآور شد: “۳۰ سال از انقلاب اسلامی می‌گذرد از شما می‌خواهم یک مسئول را معرفی کنید اعم از وزیر، رییس‌جمهور، استاندار و… که امروز منحرف یا مفسد فی‌الارض معرفی نشود؛ این نشان‌دهنده این است که یک‌جای کار ما می‌لنگد. باور کنید من آدم خوبی بودم و وارد سیستم حکومت شدم و الان اینکه می‌بینید شدم.”

پزشکیان تاکید کرد: امروز کار ما به جایی رسیده آن چیزی که ارزش ندارد آبروی مسلمان است و مثل آب‌خوردن این‌ها برده می‌شود. اگر این مسلمانی است وای به حال مسلمانی.

وی با اشاره به سخنان فرد حاضر سوال‌کننده مبنی بر اینکه چرا “موسوی و کروبی قانون اساسی و خط امام و رهبری را زیر سوال بردند؟”، گفت: شما می‌گوید فلان شخص چرا گناه کرد. کاری ندارد خودش را صدا کنید و از خودش بپرسید.

پزشکیان در پاسخ به اظهارات رهدار مبنی بر اینکه با زور می‌توان مملکت را درست کرد، گفت: ادبیات من با این آقا فرق دارد و به همین دلیل آنچه را که می‌گوید قبول ندارم؛ اگر خدا می‌خواست همه را در روی زمین مومن خلق می‌کرد اما این کار را نکرد و همه را برای انتخاب راه آزاد گذاشت حالا شما می‌خواهید به زور مردم را مومن به دین خود کنید.

وزیر بهداشت و درمان دولت اصلاحات در پاسخ به این صحبت‌های رهدار مبنی بر اینکه اگر شما اصلاح‌طلبان کنار بکشید ما اصول‌گرایان مملکت را درست می‌کنیم، گفت: اصلاً ما کشیدیم کنار، شما یک جا به عنوان الگو بسازید و به جامعه عرضه کنید. اصلاً نمی‌خواهد جامعه را درست کنید یک مدرسه اسلامی درست کنید تا همه، محبت و صداقت و انصاف را در آن ببینند. به خدا قسم یک چنین مدرسه‌ای را درست کردید من برای ساختن مدارس دیگر به شما التماس می‌کنم.

پزشکیان در پاسخ به این بخش اظهارات این روحانی افراطی مبنی بر اینکه تمام حرف‌های اصلاح‌طلبان به‌گونه‌ای بود که آمریکا خوشش آمد، گفت: من در آمریکا بودم و برگشتم، اما شما ممکن است بروید و بر‌نگردید.

وی افزود: این ادبیات که یک عده را متهم و به آن‌ها اتهامات مختلفی را بچسبانید مشکلی را درست نمی‌کند. اینقدر حرف نزنید و اگر می‌توانید در عمل مملکت را بسازید.

پزشکیان اضافه کرد: زمانی که دولت احمدی نژاد روی کار آمد تمام اعضای دولت سابق حتی در شهرستان‌ها را عوض کرد. در حالی که این روش درست نیست.

وی افزود: من همین الان اگر به سراغ کار پزشکی بروم برای انجام هر عمل ۱۵ میلیون تومان می‌گیرم و نیازی به دو میلیون حقوق مجلس ندارم شما مرا نشناختید و دائم تهمت می‌زنید؛ اگر مسلمانی این است که کسی دنبال شما نمی‌آید.

پزشکیان در پاسخ به سوال یکی دیگر از حضار مبنی بر اینکه “چرا از موسوی و کروبی که سران فتنه‌اند اعلام برائت نمی‌کنید”، گفت: آن چیزی که به من دیکته می‌کنید را نمی‌توانم به عنوان نظر خود بگویم و این را هم بدانید بنده به چیزی که معتقد نباشم می‌گویم معتقد نیستم.

وی با تاکید بر اینکه من همواره با اعتقاد به خدا و برای اعتبارم زندگی کرده‌ام، گفت: بنده در دوران ریاست خود در دانشگاه تبریز اولین کسی بودم که در ایران گفتم که پسرها حق ندارند دخترها را معاینه کنند و برای این اثباتم بسیار تحت فشار قرار گرفتم اما روی آن ایستادم.

پزشکیان اضافه کرد: با زور و جنجال‌آفرینی و فحش نمی‌توان به نتایج مطلوبی رسید و کشور را اداره کرد.

وی افزود: در خانواده خودمان زن و دختر بی‌چادر نداریم اما روش‌های زور و فشار را نمی‌پذیرم.

وزیر بهداشت و درمان دوره اصلاحات گفت: باور کنید ادبیاتی که دشمنی و تنفر را در جامعه ایجاد می‌کند ادبیات درستی نیست بلکه باید کاری کنیم تا همگان را به نظام جذب کنیم.

وی در پایان به بیان اینکه ادبیات ما در تبلیغ اسلام و تبلیغ نظام باید اصلاح شود، گفت: اگر می‌خواهید مملکت درست شود باید با همه مثل انسان برخورد کنیم.

نگاه میر ...

«تحلیلی تاریخی از دو مفهوم قرآنی» شامل دو رساله قرآنی است که در سال ۱۳۵۶ توسط مهندس میرحسین موسوی به رشته تحریر درآمده است. این دو نوشتار به خوبی دستگاه فکری میر صاحب اندیشه ما را نشان می‌دهد و نوع تحلیل و برداشت او از آیات مربوط به قوم بنی‌اسرائیل (یکی در مورد ورود ایشان به ارض مقدس و دیگری در مورد ابتلا ایشان به آزمون حرمت گرفتن ماهی در روز شنبه) علاوه بر نو و بکر بودن روش و نگاه تفسیری او، نشان‌دهندة استمرار و پویایی تفکری است ساخته و پرداخته ذهنی منظم، پر مطالعه و با تجربه که در سالیان بعد در بهار ۸۸ به ثمر می‌نشیند.

تنها نیم‌نگاهی به این دو نوشته قرآنی و مقایسه آنها با آنچه که میر در این سال‌های اخیر گفت و دریچه‌هایی از نور که به ذهن‌های مخاطبانش باز کرد، نشان می‌دهد که آنچه روی داد علاوه بر آنکه در مسیر سنت‌های حتمی الهی قرار داشت، باید به دست نذیری چون او صورت می‌گرفت. در زمانی که جامعة ما در درون این تاریکی فزاینده دست و پا می‌زند، ضرورت تکاملی تاریخ ایجاب می‌کند فردی چون او آگاه و دارای شعور به موقعیت، برخیزد که ظهورش جزء علل اساسی دگرگونی بنیادین اجتماع و نیز جزء ضرورت‌های حتمی تاریخ است.

نقش این نذیر پراکندن آگاهی است و دعوت انسان‌ها برای در پیش گرفتن موضعی مناسب در برابر شرایط بحرانی. پیدایی این نذیر جامعه را به دو جبهة متعلق به نظام مستقر موجود فرو رفته در تاریکی و فساد افزون شونده که حتی احبار و علما و روشنفکران آن به کمک ثروتمندان فاسد و ملاء آن می‌شتابند تا سیاه را سفید و سفید را سیاه بنمایانند و جبهه متعلق به ارزش‌های نوین زندگی‌ساز که صالحین را جانشین خواهد کرد تقسیم می‌کند.

پیام این نذیر امکانات و وسایلی در دسترس مردم می‌گذارد که بتوانند بین این دو جبهه انتخاب کنند. نقش این نذیر پراکندن آگاهی به صورت عامل مؤثر و اصیل در به وجود آوردن حرکت‌هایی است که می‌رود منجر به تغییرات بنیادی در جامعه گردد. نهی از منکر او و پراکندن آگاهی و بیم دادن از عوارض بحران و باز گشودن روزنه‌هایی به آینده درخشان‌تر، جامعه را به این دو گروه رو در روی هم تقسیم کرده است. در این فرآیند دو قطبی شدن جامعه البته گروهی هم هستند که می‌خواهند هم خرما را داشته باشند و هم خدا را. طبقه‌ای بینابین، طبقه‌ای که نماز پشت سر علی را ترجیح می‌دهد ولی از لقمه‌های چرب سفرة معاویه چشم نمی‌پوشد. این گروه واقعیت و حقیقت مخالفت گروه ایستاده در برابر نظام رو به تباهی را می‌فهمد و می‌داند ولی سودش در گرو حمایت از حکومت مستقر است می‌خواهد آخرتش را حفظ کند و در عین حال از وضع موجود هم بهره ببرد.

اینها هستند که با منفی‌بافی خود و شک و تردید و دو دلی خویشتن در مقابل جبهة خلق و جبهة پیشگامان قرار می‌گیرند و شروع به انتفاد از آنان می‌کنند. در منطق قرآن، پیوستگی اینان به طبقه ارتجاعی، حتمی و گریزناپذیر است و در نقطه اوج و هنگام انتخاب در آن لحظه‌ای که یک جامعه در معرض زیر و زبر شدن عمقی است، دو گرایش و جبهه اصلی بیشتر باقی نمی‌ماند. اینان ناگزیر از پیوستن بر طبقه حاکم و ا علام برائت از حرکت آگاهانه تودة جامعه می‌شوند و همچنین محکوم به فنا و نابودی همراه با کسانی هستند که به آنان دل سپرده‌اند. در این میان، نذیر در فرهنگ قرآنی، چه پیامبر باشد و چه شخصی صالح از قوم خویش، علت اصلی تغییر اجتماعی نیست. در فرهنگ قرآن مکرر به این نکته اشاره می‌شود که پیامبر و مصلح جامعه چیزی جز بشیرو نذیر نیست بلکه او در رأس شرایط ضروری [ظهورش] در قله و رأس هرمی از نور قرار دارد که تاریکی مسلط بر زمانه را که سد سبیل خدا و راه تکاملی گردیده می‌شکافد و انسان‌ها را به سمت بهروزی و صلاح و رشد می‌راند. بنابراین تفکر، به وجود آمدن مدینه فاضله و جامعه آرمانی و ورود به ارض مقدس تنها از طریق ورود از باب آن یعنی قرار گرفتن در مسیر شدن و همراهی ایمان و عمل امکان‌پذیر است و بس. در واقع نگاه کج‌اندیشانه‌ای که تحقق یک حتمیت تاریخی و تغییر جامعه را خلق‌الساعه و منوط به حرکت یک نفر یا گروهی خاص می‌داند مردود و منتفی است زیرا نزدیک شدن به تحقق جامعه آرمانی و زدودن سیاهی‌ها تنها از طریق به فعلیت رسیدن قدرت‌های انسانی و خواست آگاهانه تغییر توسط تک تک افراد آن جامعه صورت می‌پذیرد. در این دستگاه فکری، مساله رهبری و راهبری یک حرکت مفهومی متفاوت با آنچه که قاعدون و نشستگان در ذهن دارند، پیدا می‌کند. اینان بیهوده متوقع هستند که هر تغییر و حرکتی به سرعت و خلق‌الساعه و با دست یک نفر یا گروهی خاص صورت گیرد. در حالی که یک رهرو مؤمن می‌داند که وظیفه‌ای جز یکی کردن هدف خود با هدف آفرینش و خلقت که همانا شکافته شدن سیاهی افزایندة ظلم و جهل با نور آگاهی و معرفت است، ندارد و تحقق ارث بردن زمین توسط صالحان جز با قرار گرفتن در مسیر این شدن‌های مداوم و اتکاء و توکل به خداوند و صبر ممکن نیست. روی دیگر نهیب میر ما بر احبار و علما (روشنفکران و روحانیونی) است که در درون سازمان اجتماعی گسترده‌ای از نظام مستقر موجود و با تأیید آن و آلوده شدن به تمامی روابط فاسد آن اعم از اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و . .. از منافع آن بهره می‌برند و با سکوت و یا عمل خود و با منحرف ساختن مردم از مسائل اساسی به مسائل بی‌اهمیت در واقع این نظام پوسیده از درون را تأیید می‌کنند و به دوام ولو کوتاه‌مدت آن راضی هستند.

اینها نیز در پایان به گروه وابسته به نظام موجود و مستقر می‌پیوندند که بر اساس نظم غیرمتعادل و غیرطبیعی و با برگشت به خصوصیت‌های فاسقانه خود و با انتخاب فجور در مقابل تقوی عمل می‌کنند. میر ما و نذیر ما، خود در صف اول و در میان گروهی قرار دارد که تمام علایق خود را از نظم موجود می‌برند (در روایات هست که از قریه عزلت می‌کنند و فضاهای شبانه را در خارج قریه به سر می‌آورند) بدین معنی که خود را از ارزش‌های حاکم بر این جامعه و نهادهای رسمی آن می‌برند و هر گونه سود مشترک بین خود و نظام رو به زوال و تباهی را از بین می‌برند، و هر گونه استفادۀ روز شنبه‌ای را تحریم می‌کنند، و دیده به افقی بازتر می‌دوزند و از دنیا (نزدیک‌تر) به آخرت (دورتر) می‌پردازند. آنان به قیمت از دست دادن مسکن خود، منزلت‌های اجتماعی خود، ضرورتاً قومی دیگر می‌شوند، ملتی دیگر، و سرانجام قریه‌ای دیگر. و اکنون روشن است که اگر عذاب زیر و رو کننده بیاید و اگر نظام مستقر که به حداکثر فسق خود رسیده و در هم پاشیده شود ارث‌برندگان زمین و وارثان تجربه‌های مفید گذشته و نجات‌یافتگان چه کسانی خواهند بود.

چه کسانی فرو خواهند نشست و چه کسانی برخواهند خاست. . . . انجینا الذین ینهون عن السوء و اخذنا الذین ظلموا . . . و بدین شکل است که قریه، تبلور مادی یک نظام منحط اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی، زیرو رو می‌شود. و بدین شکل است که قوم ظالمین از بین می‌روند و چنین است که شرایط مادی زیست یک قوم (حیات دنیوی آن) وسیلۀ فتنه قرار می‌گیرد. (فتنه در اصل گداختن طلای ناخالص است در آتش تا خالص آن از آلوده جدا گردد) تا نسلی تازه‌تر، روابطی تازه‌تر و خالص‌تر از ناخالص‌ها زاده گردد و در مسیر تکاملی انسان‌ها پیش رود

دلگیرم...

دلم گرفته است...
از تمام کسانی که کلاهشان برای سرشان گشاد است
از هویت های میز نشان
از بله های از سر اجبار
از طلبه‏هایی که طالب علم نیستند
از دانشجویانی که دانشجو نیستند
از تمام کرهایی که سمعک‏هایشان مارک مصلحت خورده
از اندام‏های به مزایده گذاشته شده
از انسان‏های ارزان قیمت
از اعتقادهای حراجی
از حرف‏های مفت
از وعده‏های سر خرمن
از نادیدنی های دیدنی!
از صورتهایی که بوم نقاشی اند
از متهمانی که شاکی اند
از تمام کسانی که رسالت خون را تنها در رساندن اکسیژن به سلولها می دانند
از تمام خونهایی که رنگین ترند
از آنان که آزادگی را در اسارت بی بند و باری به بند می کشند
از آنان که عشق را به بهای love سه طلاقه کرده اند
از تمام کسانی که در لغت نامه های ذهنشان بین مظلوم و تو سری خور علامت تساوی است
از ولایت ناشناسان
از کوفیانی که دم به ساعت می گویند( این الطالب به دم المقتول به کربلا)
از کوفیانی که اهل کوفه نیستند
از کوفیانی که برای مهدی(عج) نامه می نویسند
از تمام آنان که فکر می کنند کوفیان شاخ داشتند
از تمام آنان که فکر می کنند طلحه یا زبیر یا عمرعاص یا ... دم داشتند
از سیاستمداران بی دین
از متدینین بی سیاست
از تمام آنان که دین و سیاست را از هم جدا می دانند

از آنان که شهدا را در موزه گذارده اند
از آنان که در هر میدانی دم از استقلال و پیروزی می زنند الا میدان جنگ
از عروسکهای بالماسکه
از وطن دوستان وطن گریز
از زنان مرد صفت
از مردان زن صفت
از همه آنان که شهدا را برای تیراژ می خواهند
از همه آنان که« نون والقلم و ما یسطرون» را نان تفسیر می کنند
از رای های ممتنع
از تمام آنانی که بین نماز و نرمش تفاوتی قائل نیستند

از همه چیز داران بی همه چیز
از امانت داران خائن
از کفهای روی آب
از زنگارهای روی آینه
از مسلمانان مسلمان کش
از پشتهایی که همیشه رو در روی خصم اند
از تمام آنان که به تقاضای مشروع مظلومگان « قبلت» نا مشروع می گویند
از آنانی که بی حجابند
از آنان که خود حجابند
از بلاهایی که از دماغ فیل نازل شده اند
از آنان که تاسوعا و عاشورا را تنها در تقویم جستجو می کنندو کربلا و کوفه و شام را تنها در نقشه!
از آنان که دیروز را دیدند و امروز را در حسرت دیروز به دیروزی تبدیل می کنند
که فردا حسرتش را خواهند خورد؟
از آنان که چشم به فردا دوخته اند و امروز را فراموش کرده اند
از آنان که پرچمند اما بیرق و علم نیستند
از آنان که کلفتی گردن خود را بیش از تیزی ذوالفقار می دانند
از آنان که باده ناب را با ده درصد الکل بالا می دانند
از چشمهایی که در صفین تنها قرآن سر نیزه را دیدند و در کربلا و کوفه و شام تنها قرآن سر نیزه را ندیدند
از آنان که در صفین تنها قرآن سر نیزه را باور کردند و در کربلا و کوفه و شام تنها قرآن سر نیزه را باور نکردند
از تمام آنان که قرآن را بر نیزه کردند
از من که منم، از تو که تویی، من و تو که ما نیستیم و ما که فنای در او نیستیم...
از خنجرهایی که بر پشت می نشیند
از آنان که نی را به گیتار می فروشند
از آنان که با شنیدن نام « خردل » به یاد چاشنی غذا می افتند

از آنان که با شنیدن نام « موج » تنها به یاد جزایر هاوایی می افتند
از آنان که با شنیدن نام « توپ » مارادونا در خاطرشان زنده می شود
از آنان که نمی بینند و می گذرند و از آنان که می بینند و می گذرند
از آنان که از آب زلال آب می خورند و از آب گل آلود نان
از تمام مجذوبین باغهای سبز که هیچ گاه توی باغ نیستند

از سگهای بی وفا
از اسبهای نانجیب
از خروسهای بی دم
از مورچه های تنبل و بی کار
از زنبورانی که همه چیز دارند الا عسل
از کلاغهای بی حیا
از قلندرانی که از قلندر بودن تنها سر تراشیدنش را بلدند
از اشترانی که از شتر بودن تنها کینه ورزیدنش را یاد گرفته اند
از خرسهایی که از خرس بودن تنها بخل ورزیدنش را فرا گرفته اند
از گاوهایی که هیچ ندارند الا دو شاخ
از شتر مرغها که نه می برند و نه می پرند
از آنان که درد دلشان را به درد شکمشان فروخته اند
از آنان که منتظرند محرم گردد یک مو زسر ... و از یاد برده اند
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا
از آنان که چوبه محمل و سر زینب را دیدند و منبر و منطق او را نه
از آنان که غنایم جنگی را در زمان صلح از شهدا می گیرند
از آنان که حضور همه کس را حس می کنند جز خدا
از آنان که از همه شرم می کنند جز خدا
از رفیق
از آنان که بازی می دهند
از آنان که بازی می خورند
از بازی ها ! از بازی ها ! از بازی ها!
دلم از دست همه گرفته است

و باز طبق معمول بگذریم...

http://p-lak.blogfa.com/

سید محمد خاتمی: اصلاح‌طلب و غیراصلاح‌طلب با هرگونه دخالت خارجی مقابله می‌کنند

سید محمد خاتمی با ابراز نگرانی از توطئه‌های خارجی و خطراتی که کشور را تهدید می‌کند، برگزاری انتخابات آزاد را بهترین راه تأمین امنیت کشور و گذر به آینده بهتر دانست.

متن کامل سخنان سید محمد خاتمی در این نشست به نقل از وب‌سایت رسمی خاتمی در ادامه می‌آید:

از دیدار با شما خیلی خوشحالم.در این صبح سرد پاییزی با حضور خود به ما گرما ‏بخشیدید.خیلی خوب، روشن و مستدل صحبت کردید. برای بعضی پرسش هایتان ‏در صحبت های خودتان به نحوی پاسخ هم وجود داشت. خیلی خوشحالم که در ‏جمع شما هستم.‏

دو عید سعید قربان و غدیر را تبریک عرض می‌کنم.‏

یکی از آنها را پشت سر گذاشتیم و دیگری پیش روی ماست عید سعید قربان عید ‏توحید و نفی شیطان و شیطانیت و عید اخلاق و عدالت و مساوات و عید فداکردن ‏خود و هواهای نفسانی خود برای اهداف والای الهی و انسانی عید ارتقاء و رشد و ‏بر آمدن انسان از محدوده خاک و امکانات مادی و درک و دریافت حقیقت های ‏متعالی هستی است و عید سعید غدیر عید ولایت عید عدالت و حق وآزادی.‏

همین جا عرض ارادت می کنم به مردم شریف آذربایجان و بخصوص تبریز قهرمان ‏که از ویژگی های ممتاز این مردم ارادت به حضرت امیرالمؤمنین و اهل بیت است و ‏نیز نقشی که آذربایجان در استقرار هویت ملی و نیز حرکت از استبداد به مردم ‏سالاری و همچنین انقلاب اسلامی داشته است و نیز از یاد نبریم که بسیاری از ‏برجستگان عرصه علم و سیاست و حتی ادب پارسی آذربایجانی بوده اند و طبیعی ‏است که توقعات این مردم از دولت و حکومت و نیز برای توسعه و پیشرفت بیشتر ‏باشد و باید همه به آن وقع بگذاریم.‏

باری ما امیرالمومنین علیه السلام را مظهر عدالت می دانیم البته ایشان مظهر ‏توحید؛ اخلاق و انسان دوستی هم هست، ولی بروز و ظهور عدالت در شخصیت ‏علی علیه السلام بیشتر است، بخصوص عدالت به معنی عام و وسیع کلمه. چون ‏امیرالمؤمنین کسی بود که به هر حال حکومت ظاهری را هم به دست گرفت امروز ‏ما وقتی صحبت می کنیم که آیا اسلام در عرصه حیات اجتماعی می تواند حضور ‏یا نقش داشته باشد و در مقابلش سکولاریسم مطرح می شود که می گوید دین باید ‏از عرصه و سپهر اجتماعی بیرون برود. این مساله باید حل شود که چگونه باید به ‏دین نگاه کرد تا بتواند در عرصه حیات اجتماعی حضور داشته باشد. حضور، ‏معنایش این است که مورد پذیرش و قبول مردم و دلبستگی مردم باشد والا ظواهر ‏را می شود به هر قیمتی برای مدت کوتاهی برای جامعه تامین کرد با زور با مسائل ‏مختلف با امتیاز دادن و یا سلب امتیاز از مردم ظاهر را ممکن است برای مدتی ‏حفظ کرد ولی این حضور دین در عرصه و سپهر اجتماعی نیست. سکولاریسم هم ‏مخالف با جنبه های فردی دین نیست، منتهی وقتی ما از دین به عنوان عاملی که ‏می تواند و باید در عرصه اجتماعی حضور داشته باشد سخن می گوییم مراد این ‏است که مبنای روابط اجتماعی باشد و به عنوان منبعی و مرجعی پذیرفته شود که ‏ساز و کار حیات اجتماعی را تعیین می کند.‏

و در این جا است که راه و روش امام علی علیه السلام و پیش از ایشان پیامبر اکرم ‏صلی الله علیه و سلم گره گشا است.‏

بارها عرض کرده ام که نکته مهم در کلام و مواضع و عمل حضرت علی(ع) این است ‏که عدل را چگونه می دانست؟در ظاهر قضیه آنچه ملموس است جنبه مادی است ‏یعنی تا می گوییم عدالت شاید ذهن ها توجه کند به آن جهات مادی که در اختیار ‏انسان قرار می گیرد آیا عادلانه است یا تبعیض آمیز؟!‏

این مساله درست است ولی به نظر من در دوره اخیر و بخصوص در کشورهای ‏جهان سوم مثل کشور ما تحت تاثیر گرایش های مارکسیستی و سوسیالیتی خیلی ‏مساله عدالت اقتصادی پررنگ شده و متاسفانه بعضی جاها خیلی سطحی و نه ‏بنیادی حتی با شعار یا در عمل به بهانه عدالت اقتصادی از پیشرفت و تقویت ‏زیربناهای اقتصادی که آن باید مثل سرچشمه ای که آب از آن بیرون می آید ‏امکانات بیرون بیاید تا بتوان توزیع کرد غفلت می شود.‏

بلکه عدالت صدقه ای مورد توجه قرار می گیرد. مثلاً این که نفت به فروش برسد و ‏به جای اینکه به سرمایه روی زمینی و تجدید پذیر تبدیل شود، به صورت یک بار ‏مصرف و نیز برای تأمین بودجه عمومی دولت هزینه شود و به صورت یک بار ‏مصرف توزیع شود و اینکه در دولت ما و آقای هاشمی مورد توجه بود و واقعا هم ‏تلاش شد آن بود که اتکاء به بودجه نفت کمتر شود و نفت فقط در مسیر توسعه ‏جامعه و رفع خلل و فرج اساسی جامعه به کار گرفته شود. گرچه باید پذیرفت که به ‏علت نابسامانی ریشه دار اقتصاد کشور این کار به طور کامل و مطلوب میسر نبود.‏

این که صحبت می شد اتکاء بودجه عمومی به نفت کم بشود این یک کار عادلانه ‏بزرگی هم بود و درست خلاف اقتصاد صدقه ای که گاهی مورد توجه قرار می گیرد. ‏به هر حال جهت گیری، جهت گیری درستی بود و از جمله اصول سیاست های کلی ‏نظام هم همین است.‏

به هر حال انحصار عدالت در اقتصاد و رو بنایی نگاه کردن به مساله به بهانه تأمین ‏معیشت مردم مصداق این ضرب المثل است که برای درست کردن ابرو چشم را کور ‏کردن! این جور شعار عدالت دادن و همان عدالت اقتصادی را ناقص مطرح کردن ‏خود مشکل بزرگی است.‏

علی علیه السلام در عین حال که اهتمام جدی به اقتصاد عادلانه دارد و با افتخار ‏می گوید در حکومتش همه انسانها سرپناه دارند و حداقل های زندگی آبرومندانه ‏خودشان که داشتن نان گندم و یک زندگی قابل قبولی است دارند این کار کار مهمی ‏بوده است، ولی امتیاز امام علی علیه السلام این است که عدالت را در اقتصاد ‏خلاصه نمی کند.‏

وقتی امام خمینی می گفتند ما جمهوری اسلامی می خواهیم می گفتند جمهوری ‏به همین معنا که در همه دنیا هست بعد هم وقتی می پرسند که مراد از اسلامی ‏بودن چیست می گفتند محتوایش اسلامی باشد می پرسیدند نمونه ای دارید؟ می ‏گفتند حکومت علی (ع).باید ببینیم علی (ع) چگونه به مساله نگاه می کرد؟

امیرالمونین اولین کسی است که می فرماید انسانها و مردم تحت حکومت صاحب ‏حقند و اگر عدالت دادن حق هر ذیحقی به اوست حقی که در عرصه حکومت و ‏حقی که مردم بر حاکمان دارند اگر ادا شود عدالت است.‏

شما امروز می بینید مساله حق و تکلیف بیشتر مطرح شده است اینکه انسان ‏صاحب حق است و انسان از آن جهت که انسان است صاحب حق است نه تنها حق ‏دارد زندگی آبرومند داشته باشد از امکانات و مجال برای پیشبرد دانش و اندیشه و ‏تفریحش برخوردار باشد اینها حقوق ابتدایی است نه تنها حق دارد از زبان و ‏خصوصیات فرهنگی اش بتواند درست استفاده کند بلکه حق تعیین سرنوشت خود ‏را هم دارد که مساله خیلی مهمی است.‏

اینجاست که مساله جمهوریت و دموکراسی به طور خاص مطرح می شود در ‏دنیای امروز هیچ نظامی لااقل به لحاظ تئوری جز مردم سالاری پذیرفته نمی ‏شود.‏

خواستی که مردم و بخصوص جوانان ما از یکصد و پنجاه سال گذشته داشتند و ‏امروز داریم می بینیم که چگونه فوران می کند در منطقه ما در تونس؛ در مصر ،یمن ‏،سوریه، و لیبی و بحرین و … البته این ملت ها باید توجه داشته باشند که ‏حرکتشان انحراف پیدا نکند یعنی خواستشان مورد توجه باشد.‏

مردم ما در مشروطیت همین را می خواستند، ولی کودتای رضاخانی آن را به تعویق ‏انداخت یا بعد از شهریور ۲۰ باز همین مسیر ادامه یافت که با کودتای ۲۸ مرداد ‏سرکوب شد. در انقلاب اسلامی هم مردم همین را می خواستند. چرا امام فقط ‏جمهوری اسلامی را مطرح کردند نه خلافت و امارت اسلامی!؟ این خواست مردم و ‏اقتضای زمان بود که مورد توجه قرار گرفت و نیز نشان دهنده ظرفیت اسلام برای ‏تأمین خواست های واقعی مردم در عصرهای مختلف است.‏

مردم منطقه هم همان جوانانی که انقلاب کردند و آمدند در صحنه و در صحنه هم ‏هستند و دستشان را می فشاریم باید هم متوجه باشند آن خواست تداوم پیدا کند و ‏به جلو برود.‏

علی (ع) در مقام حاکم و والی برای اولین بار می گوید هم والی بر مردم حق دارد و ‏هم مردم بر والی. امیرالمومنین اعتقاد دارد ما هم معتقدیم که شایستگی او برای ‏ولایت از طرف خدا تعیین شده و این رای مردم نیست که به او شایستگی می دهد ‏ولی امیرالمونین می گوید اگر رای و رضایت مردم نباشد با اینکه شایستگی آن را ‏دارم حکومت را قبول نمی کنم حکومت باید مبتنی بر رای مردم باشد و بعد می ‏گوید شما حق دارید انتقاد کنید سؤال کنید.شما مثل کسانی که با جباران صحبت ‏می کنند با من صحبت نکنید و در ابراز خواست و نظر خود دچار لکنت زبان نشوید.‏

معلوم است که وقتی تو حق داری یعنی آن طرف در مقابل تو مسئولیت دارد و ‏امروز دنیا هم به این نتیجه رسیده که حق حاکمیت بر سرنوشت یک اصل مهم ‏است. شیوه ای هم که دنیا پسندیده و به آن رسیده مردم سالاری است.بدیل مردم ‏سالاری را خودکامگی و دیکتاتوری می دانم.اگر مردم سالار ی عیب هایی ممکن ‏است داشته باشد که که دارد و خودغربی ها هم گفته اند ولی بدیل آن وحشتناک ‏است.‏

این که درباره اصلاحات و رهبری آن گفتید باید بگویم که اصلاحات یک تز و یک ‏پروژه نیست بلکه یک پروسه اجتماعی است یک جریان اجتماعی است یکصد و ‏پنجاه سال است در این مملکت اصلاحات وجود دارد حاصل اصلاحات ما ‏مشروطیت بوده و شکست اصلاحات ما دیکتاتوری رضاخانی.حاصل اصلاحات ‏جامعه ما حکومت ملی و نهضت ملی مقاومت بوده و شکستش کودتای ۲۸ ‏مرداد.حاصل اصلاحات ما انقلاب بزرگ اسلامی با آن عظمتش اصلاحات در متن ‏جامعه وجود داشته و دارد. رهبر اصلاحات جان رشد یافته ملت و همه کسانی ‏هستند که این خواست های تاریخی را درک کرده و پیگیری می کنند، بخصوص ‏جوانان عزیز و ورشید.‏

در جریانات اخیر منطقه هم رهبر برجسته نمی بینید، اتفاقا جوانان جلودار هستند ‏و جمع می شوند و برای خود حرف می زنند و صحبت می کنند و تصمیم می گیرند.‏

بنده یک فرد کوچک از جریان اصلاحات هستم شما و دیگران هستید که باید کار ‏کنید و به جلو برویم، بخصوص جوانان عزیز.‏

چه کسانی در انقلاب نقش داشتند و در دفاع مقدس ما فداکاری کردند ودر عرصه ‏بودند هر وقت مسئله و مشکلی بوده این جوانان ما بوده اند که در صحنه بودند.‏

در خرداد ۷۶ جوانان به صحنه آمدند و آن کار بزرگ را کردند و ملت هم بدنبال آنها ‏آمدند.‏

‏۹۹ درصد شهدای ما جوانان هستند.‏

در همین جریانات اخیر کسانی که بیشتر حضور داشتند و بیشتر هم مشکل پیدا ‏کردند جوانان هستند.‏

امروز جوان ما چه می خواهد؟ این مساله مهم است. ما عدالت را می خواهیم ‏منتهی عدالتی که مهمترین وجه آن تامین حق و حرمت انسان در جامعه است.البته ‏که عدالت اقتصادی هم می خواهیم اما محصور کردن عدالت در اقتصاد و محصور ‏کردن اقتصاد در امر رو بنایی و سطحی واین طور جریانات این انحراف از عدالت ‏است.‏

عدالت همه جانبه باید باشد؛ حق حاکمیت بر سرنوشت بخش مهم آن است.‏

امروز وجه عمده خواست و مطالبه جوان کشور ما این است که آزادی ؛استقلال و ‏پیشرفت و دموکراسی و مردم سالاری و عدالت اقتصادی به معنی تقویت زیر بنیه ‏های علمی و اقتصادی جامعه و البته توزیع عادلانه ثروت در کشور مستقر و پایدار ‏شود.‏

اگر آزادی ها به معنی درست کلمه باشد ما در جامعه فساد را کمتر خواهیم دید؛ ‏امکانات کشور هدر نمی رود، فساد پدید نمی آید و اگر آمد کم هزینه تر و قاطع تر ‏رفع می شود.‏

اگر آزادی باشد جلوی انحراف گرفته می شود اگر آزادی باشد کسانیکه قدرت دارند ‏مجبور می شوند در چارچوب قانون حرکت کنند و مطابق قانون عمل کنند. حتی ‏عدالت اقتصادی هم در سایه آزادی های واقعی که از جمله آزادی بخش خصوصی ‏است محقق می شود شما نمی توانید پیشرفت در جامعه داشته باشید اما بخش ‏خصوصی شما و تولید و سرمایه گذاری صادرات و واردات شما در دنیا مشکل باشد.‏

ما می گوییم عدالت را وسیع معنا کنید و مهمترین وجه عدالت حاکمیت انسان بر ‏سرنوشت و استقرار نظامی است که مبتنی بر خواست و رضایت مردم باشد حاکمان ‏در برابر مردم پاسخگو باشند این خواست مورد توجه شماست و خواست تاریخی ‏است.‏

شما می دانید دین وجوه و شؤون گوناگون دارد. یکی اعتقادات است و نیز بندگی ‏خدا و ارتباط ویژه با خالق، از جمله مناسک و عبادات که بسیار مهم است و دیگری ‏اخلاق که مبنای شخصیت و رفتار فرد متدین است و پیامبر برای تکمیل مکارم ‏اخلاق مبعوث شده اند و دیگری معاملات و سیاسات. سکولاریسم نسبت به دو وجه ‏اول بی تفاوت است، حتی در بعضی وجوه آن به آنها احترام هم می گذارد و در ‏بخش سوم است که دخالت دین را روا نمی داند.‏

اگر دین به طور عام و اسلام به طور خاص بتواند خواست های تاریخی و اجتماعی ‏جوامع را که عدالت و آزادی و پیشرفت و عزت و حرمت است این را تامین کند چرا ‏بی خود جامعه به سمت سکولاریسم برود؟

اگر دین مقابل با آزادی انسانها درعرصه و سپهر اجتماعی و رویارو با حق حاکمیت ‏انسانها باشد اگر دین مقابل با حقوق بشر و حقوقی که انسانها باید داشته باشند ‏قرار گیرد نتیجه طبیعی آن سکولاریسم است.‏

اینکه ما افتخار داریم جمهوری اسلامی مطرح شده است اولا جمهوری مطرح ‏شدنش مسئله مهم است ثانیا اسلامی مطرح شدن یقینا به این معنی است که ‏اسلام سازگار با جمهوریت و دموکراسی است.‏

به صراحت بگویم امروز دو قرائت از اسلام وجود دارد اسلامی که برای انسان حقوق ‏انسان حرمت انسان رای انسان و رضایت انسان در حکومت هیچگونه ارزشی قائل ‏نیست و اسلامی که می گوید من به آزادی و حرمت انسان باور دارم اسلام معنی اش ‏این نیست که جریان و گرایش خاصی بیاید و به هر قیمتی که هست سلیقه های ‏خودش را برجامعه تحمیل کند حتی وقتی می گوییم جمهوری اسلامی یعنی ‏حکومت اسلامی هم که باید ارزش های الهی داشته باشد باید متکی به رای و ‏رضایت مردم باشد.‏

اختلاف بنیادی اصلاح طلبانی که دلبسته به انقلاب و جمهوری اسلامی هستند با ‏دیگران در همین نحوه دیدگاه است.‏

چرا ما اینقدر روی انتخابات تکیه می کنیم؟چرا انتخابات را مهم می دانیم چون ‏انتخابات اصل جمهوریت نظام و مردم سالاری نظام است.‏

بحث پارلمانی یا ریاستی که مطرح می شود اصل این است که آیا مردم سالاری ‏هست یا نه؟اگر باشد شکل آن مشکل ندارد ولی اگر نباشد هر کدام ممکن است ‏مشکل داشته باشد دغدغه باید این باشد که چقدر رای مردم موثر است؟چقدر مردم ‏میتوانند اظهار نظر کنند؟چقدر اظهار نظر و رأی آنها تاثیر گذار در سرنوشت جامعه ‏است این مساله مهمی است.چقدر نهادهایی که می خواهند حکومت کنند برآمده از ‏آرای جامعه و کل جامعه هست؟ این را باید مورد توجه قرار داد این مساله مساله ‏مهمی است.‏

انتخابات قلب مردم سالاری است و انتخابات یعنی همه مردم با همه سلایق با همه ‏گرایش ها با همه قومیت ها با همه سلیقه ها و گرایش های اعتقادی و سیاسی ‏بتوانند شرکت کنند و رای بدهند.‏

نهادهایی که روی کار می آیند در مقابل مردم مسئول باشند و مسئولیت خودشان ‏را بشناسند این مسئله مورد خواست است.‏

امروز در دنیای اسلام این همه تحول ایجاد شده است هم بخصوص جوانان می ‏گویند ما دیکتاتوری نمی خواهیم؛می گویند حالت فوق العاده نمی خواهیم می ‏گویند مجلسی که در آن احزاب و گروهها نباشند و انتخابات نباشد نمی خواهیم ‏انتخابات آزاد می خواهیم حاکمانی می خواهیم که برآمده ار اراده ملت و مسؤول در ‏برابر آن باشند.‏

برای من تاثر آور است که انقلاب ما که جمهوری اسلامی را مطرح کرد که همه این ‏خواست های تاریخی مردم را باید برآورده کند بعلاوه ارزش های الهی اخلاق؛عدالت ‏و نظایر اینها حالا در درون خودمان با این آرمان ها فاصله می بینیم و در بیرون هم ‏حرکت های جهان اسلام کمتر به وجه اسلامی نظام مورد نظرش اهتمام دارد.‏

در عرصه حیات اجتماعی وقتی می گوییم جمهوری اسلامی باید وجه بارزش اخلاق ‏باشد.می شود جمهوری اسلامی داشت دروغ؛تهمت و هرگونه برخورد ناروایی رایج ‏باشد؟ فسادهای بزرگ وجود داشته باشد بازخواست نباشد لااقل اعتماد به این ‏نباشد که آیا برخورد با این مساله درست می شود یا نه؟

اگر ما رعایت کنیم خواستی که اصلاح طلبان داشتند و دارند واقعا امروز در تمام ‏مناطق اسلامی چرا نبایند بگویند یک نظام اسلامی می خواهیم چرا از کنار این رد ‏می شوند و می گویند فلان الگو را قبول نداریم الگوی جای دیگر را قبول داریم.‏

اگر از انتخابات دفاع می کنیم از همان اسلامی دفاع می کنیم که مردم ما در انقلاب ‏به آن دلبسته بودند ورای دادند و کار را انجام دادند و به همین دلیل انتخابات برای ‏ما مهم است.انتخابات ملک طلق هیچکس نیست حق یکایک افرد ایران است. اگر ‏انتخابات آزاد و سالم و رقابتی برگزار شود همه با کمال میل در آن شرکت می کنند. ‏اصلا وظیفه ماست حق همه ماست و وظیفه ملی و دینی ما شرکت در انتخابات ‏است. کسی که دل بسته به انقلاب و ایران است هیچ گاه با تحریم انتخابات موافق ‏نیست. اما شرکت در انتخابات شرایط خاص خود را دارد. ‏

اگر در همه حوزه ها نامزد های مورد علاقه همگان باشند و تضمینی باشد که اساس ‏تعیین کننده رأی مردم است و فضا باز و آزاد و متناسب با انتخابات سالم و رقابتی ‏باشد همه شرکت می کنند. ‏

و نیز از مقدمات انتخابات مطلوب فضای آزاد و رقابتی است. بسیار باید متأسف ‏بود که شاهد وجود این فضا نیستیم و حتی گاه درست نقطه مقابل آن را می بینیم. ‏گروه ها و تشکل ها و احزاب محدودیت فراوان دارند و حتی اجازه برگزاری یک ‏مجلس به مناسبت عید سعید غدیر هم نمی دهند. اخیراً به جای آزادی زندانیان ‏سخت گیری ها بیشتر شده. خیلی ها به زندان فراخوانده شده اند. احکام سخت ‏تازه صادر می شود و حتی به خاطر یک بیانیه یا یک امضاء با افراد برخورد می ‏شود و خیلی ها مورد بازخواست قرار می گیرند و این فضا باید تغییر کند.‏

من معتقدم هنوز هم راه خوشبختی ملت، تقویت نظام و حاکمیت و البته برآوردن ‏خواست های ملت برگزاری انتخابات آزاد و درست وخوب است.‏

بیایید به آینده نگاه کنیم هر کس در گذشته احساس می کند به او ستمی شده بگوید ‏گذشتم. البته به شرط این که آینده روشن و آزادی برای همه تضمین شود.‏

زندانیان آزاد شوند فضا باز شود البته که همه با رغبت در انتخابات شرکت می کنند ‏انتخابات با شکوه این چنینی بزرگ ترین تضمین کننده امنیت کشور است و امروز ‏خطرات بزرگی ما را تهدید می کند.‏

از سه نقطه جمهوری اسلامی و ملت ایران در معرض فشار است. یکی هسته ای ‏یکی حقوق بشر و دیگری مساله ترور که مطرح می کنند البته کاملا معلوم است ‏یک فشاری و حتی پشت آن یک سناریویی برای فشار بیشتر روی ایران وجود دارد.‏

همین پرونده هسته ای را ببینید، بنده به عنوان کسی که رونق هسته ای در دوره ‏بنده بود از زمان آقای هاشمی بود ولی در زمان بنده فعالیت گسترده تر شد، البته ‏کاملاً قانونی و رهبری هم این را قبول دارند و مساله پیشرفت هایی داشت جز جنبه ‏کمی که طبعا در این چند سال رشد پیدا کرده از نظر کیفی و رسیدن به آن تاپ غنی ‏کردن اورانیوم در زمان بنده به آنجا رسیدیم. ۳٫۵ درصد در زمان ما غنی سازی شد. ‏البته با ده سانتریفوژ. در این مدت هم تلاش های خوبی شده است و واقعا اصلا ‏سیر به سوی بمب هسته ای نبوده و نیست.‏

نظر رهبری هم واقعا این نبوده و نیست که در زمینه نظامی توسعه پیدا کنیم و ‏حتی صریحاً به تحریم سلاح هسته ای نظر دادند.‏

سال ۲۰۰۸ آمریکا گزارش داد که از سال ۲۰۰۳ به این طرف ایران فعالیت نظامی ‏هسته ای ندارد که البته من هم آن روز رییس جمهور نبودم ولی موضع گرفتم که ‏قبل از ۲۰۰۳ هم فعالیت نظامی نبوده، حالا چطور شد در سال ۲۰۱۱ یک دفعه ‏ادعا می کنند فعالیت ها جهت نظامی پیدا کرده است؟

پیداست یک فکر بدی پشت این قضیه است که می گویند فعالیت نظامی داریم می ‏خواهند فشار را روی ایران زیادتر بکنند البته که رفتار و مواضع و گفتار ما ممکن ‏است اثر هم داشته باشد ولی پیداست یک طرح دیگری است برای فشار. بی خود ‏می گویند ولی می گویند.‏

این جریانی که با ادعای ترور ایجاد کردند و آمدند و گفتند الحمدالله افکار عمومی ‏حتی در غرب هم این را باور نکرد ولی اینها دارند ترتیب اثر حقوقی و اجرایی به ان ‏می دهند من واقعا با برداشتی که دارم می گویم این طور نیست و این نقشه ای ‏است علیه ایران. ‏

مساله دیگر هم همیشه ایران متهم بوده به نقض حقوق بشر و متاسفانه در داخل ‏هم کارهایی می کنیم که لااقل این امر توجیه پذیر می شود. ولی امروز نماینده ‏سازمان ملل آمده و گزارش داده به آنجا این خطری است که دارد مملکت را تهدید ‏می کند. حرف هایی که فرماندهان و مسئولان اسرائیل می زنند و بعضی غربی ها ‏هم حرف های تند می زنند. البته به نظرم خیلی از آن ها جنگ روانی و بلوف هست ‏ولی در عین حال دارند افکار عمومی را آماده می کنند که اگر یک روزی خدایی نکرده ‏بخواهند یک کاری بکنند این افکار عمومی آماده باشند.‏

بنده به صراحت بگویم اگر روزی و روزگاری خارجی بخواهد بیاید و دخالتی انجام ‏بدهد اصلاح طلب و غیراصلاح طلب با آن مقابله خواهند کرد.‏

ولی متأسفانه هم در آمریکا و هم در ایران کسانی هستند که بدشان نمی آید قضیه ‏به خشونت گرائیده بشود و مساله حادتر بشود امیدوارم آقای اوباما تحت تاثیر آنها ‏قرار نگیردو از راه و روش آقای بوش درس بگیرد و در ایران هم کسانی که نانشان در ‏بحران و خشونت و تنش است و ممکن است از حاد شدن قضیه بدشان نیاید،عقلای ‏قوم باید جلوی این را بگیرند، ولی آنچه مسلم است فرصت انتخابات فرصت ‏مناسبی است تا جلوی بسیاری از این توطئه ها گرفته شود و فضای آزاد و مناسب ‏با حضور همه جریان ها می تواند بسیاری از خطرات را رفع کند.‏

نمی شود انتخابات به سبکی باشد که یک سلیقه می پسندد و همه محدود باشند و ‏همه مجبور باشند شرکت کنند بزرگان و افراد مؤثر هم اگر بگویند شرکت کنند مردم ‏شرکت نخواهند کرد بنده می گویم بیایید فضا را آماده کنید زندانیان ازاد شوند، ‏حصرها برداشته شود، فضا باز شود این مردم ما اینقدر بزرگوار و خوبند این ‏جوانان ما که اینقدر رنج دیده اند اگر این فضا باز شود و به آینده امیدوار باشند ‏دارای گذشت اند، در این صورت مملکت تضمین و تامین می شود.‏

‏ به هر حال انتخابات خوب و مناسب و آزاد و با حضور همگان و تأمین شرایط ‏لازم برای آن بهترین راه تأمین امنیت کشور و نیز گذر به سوی آینده بهتر و امیدوار ‏کننده تر است. البته زمان به سرعت می گذرد و ممکن است فرصت ها از دست برود.‏

در آغاز این دیدار حاضران ضمن بیان مطالب و پرسش هایی چنین اظهار نظر ‏کردند:‏

‏-‏ جامعه نیاز به وحدت و یگانگی دارد و هر چه اعتماد میان دولت و ملت بیشتر ‏و محکم تر شود امنیت و پیشرفت هم بیشتر خواهد بود.‏

‏-‏ آزادی های اساسی حق ملت است و اگر آزادی خدشه دار شود استقلال، ‏عدالت و اخلاق هم لطمه می بینند، چنانکه دیده است.‏

‏-‏ استقرار مردم سالاری و توسعه لوازمی دارد که در بسیاری از کشورها به آن ‏اهتمام شده است. وجود انجمن ها، تشکل ها، احزاب مستقل و آزاد و ‏اصناف که هم افکار عمومی را نمایندگی و هدایت می کنند و هم مدافع منافع ‏قشرهای مختلف هستند برای پیشرفت جامعه و برخورداری از جامعه امن ‏و آزاد و پیشرو لازم است و متأسفانه از این بابت وضع مناسبی نداریم.‏

‏-‏ لازم است یک جبهه متحد از اصلاح طلبان تشکیل شود و این امر مانع ‏پراکندگی، رکود و یأس خواهد شد.‏

‏-‏ دانشگاههای تبریز بخصوص انجمن اسلامی دانشجویان همواره بر موازین ‏اصلی انقلاب و مشی اصلاح طلبی پای بند بوده اند و از این بابت هزینه ‏زیادی نیز پرداخته اند، از جمله در سال ۱۳۷۸ که به دانشگاه و دانشجویان ‏تبریز جفای مضاعف شد.‏

‏-‏ تنوع قومی و فرهنگی یک واقعیت است و احترام به حقوق و جایگاه اقوام و ‏فرهنگ ها همان گونه که در قانون اساسی آمده است باید رعایت شود، ‏بخصوص در مورد آذربایجان که همواره از ارکان ملیت ایران و پاسدار تشیع ‏بوده است. رعایت شأن تاریخی آذربایجان و تلاش برای به دست آوردن ‏جایگاه اقتصادی و توسعه این خطه و رفع محرومیت آن حتی می تواند پاره ‏ای از مطالبات و ادعاهایی که ممکن است درست هم نباشد را تحت الشعاع ‏قرار دهد و خنثی کند